سفر، آزموده کند مرد را هم از دل براند غم و درد را،
ز گیتی بد و نیک بنمایدش وز آن گنج دانش بیفزایدش
سفر، در لغت به معناى بیرون آمدن از شهر خود و به محل دیگر رفتن است، نیز به معناى قطع مسافت و راهى كه از مكانى به مكان دور طى مىكند،
آنچه ما را به مقصود نزدیك تر مىكند، ماهیت سفر در منظر عالمان اخلاق و تربیت است. مرحوم فیض كاشانى كه از بزرگترین دانشمندان شیعى و آگاهانعلم اخلاق است در اثر مهم خود المحجة البیضاء، سفر را اینگونه مى ستاید: از رهگذر سفر، آدمى از آنچه مىهراسد، رهایى مىیابد و به آنچه میل دارد، نایل مىشود. این نكته مهمى است كه مرحوم فیض كاشانى بدان اشاره مى كند. بر این اساس، سفر بازگیرنده و باز دهنده است:
هراس و اضطراب را از مسافر باز مىستاند و جاى آن، محبوب و مطلوبهاى وى را مىنشاند. سفر به انسان مىآموزد كه چگونه از امور ناهنجار و ناخوشایند بپرهیزد و آنچه را كه مایه كمال و خرسندى است، جایگزین كند.
مسافرت، حتی برای مدتی کوتاه، برای سلامتی بسیار مفید است. حال این سفر مسافرت های دیداری و صله رحم، زیارتی، به قصد تفریحات سالم و یا حتی از نوع كاری که باشد، خوب و پسندیده است. در سفر باید آدابی را که از پیشوایان دین نقل شده، به عنوان رهنمود گرفتن از مکتب رعایت کرد. فواید مسافرت بسیار است. کسب تجربه و پخته شدن، آشنایی ها و ارتباطات جدید، از آن جمله است.
امام صادق (ع) فرموده است: مسافرت باید برای یکی از این سه امر باشد:
1- تهیه توشه آخرت 2- تأمین معاش و زندگی 3- لذت مباح و تفریح غیرحرام.
از جمله سفرهای پسندیده، مسافرت به شهرهای مذهبی و زیارتگاه ها و دیدن اماکن تاریخی و دیدار با بزرگان و شخصیت های علمی و اخلاقی است (امام سجاد (ع) بیست و پنج بار به سفر حج رفت)
بنابراین نگاهی به مجموعه روایات اسلامی، نکاتی را به عنوان "آداب سفر" به ما می آموزد که مهمترین آنها، آموختن آیین همراهی و همسفری است. تأکید شده که پیش از سفر، همسفر مناسبی پیدا کنید، چرا که مسافرت به تنهایی مکروه است. رسول خدا صلی الله علیه و آله سه تن را مذمت کرده است:
1 - کسی که غذایش را تنها می خورد. 2 – کسی که در خانه ای تنها می خوابد. 3 – کسی که تنها به مسافرت های دور و دراز می رود.
امـام صـادق (ع): مـسافرت خود را با صدقه دادن آغاز كن و هرگاه خواستى بیرون برو، زیرا (با صدقه دادن) سلامت سفرت را مى خرى.
لقمان در مقام اندرز به فرزندش می گوید: فرزندم با شمشیر و پای افزار و دستار و چادر (خیمه) و مشك آب و نخ و سوزن و درفش خود مسافرت كن. و داروهایی كه به كار تو و همراهانت می آید، با خود بردار و با همسفرانت توافق و سازگاری نشان ده، مگر آن جا که معصیت خدا در میان باشد.
اگـر در امر حقى از تو شهادت خواستند شهادت بده و اگر از تو مشورت و نظر خواستند، با تمام تـوان اندیشه ات را براى آنان به كارگیر. اگر همسفرانت راه افتادند، تو نیز با آنان راه بیافت و اگر دیدى كار مى كنند، تو نیز با آنان مشغول كار شو، اگر صدقه و قرضى دادند تو نیز با آنان همراهى كن و از كسى كه سنش از تو بیشتر است حرف شنوى داشته باش.
هـرگـاه اتـراق كـردى پـیش از آن كه بنشینى دو ركعت نماز بگزار و هرگاه كوچ كردى نیز دو ركعت نماز بخوان و آنگاه با سرزمینى كه در آن فرود آمده اى خداحافظى كن و بر آن و مردمش درود فرست، زیرا هر سرزمینى را ساكنانى از فرشتگان است.
حضرت علی (ع) با شخصی ذمی (اهل كتاب) هم سفر شد در بین راه مرد ذمی گفت: كجا میروی؟ فرمود: به كوفه و چون راه مرد ذمی به طرف دیگر بود حضرت مقداری با او رفتند شخص ذمی گفت: مسیر شما به طرف كوفه است چرا همراه من میآیی؟ حضرت فرمود: انسان وقتی از هم سفرش جدا میشود باید مسافتی او را مشایعت كند مرد ذمی به خاطر این منطق اخلاقی مسلمان شد. سفینه /1/416
در حضور پیامبر(ص) از مردى سخن به میان آمد و گفته شد: او آدم خوبى است. عرض كردند: اى رسول خدا! آن مرد همسفر حج ما بود هرگاه در منزلى فرود مى آمدیم پیوسته زبانش به ذكر لاالـه الااللّه گـویا بود تا آن كه كوچ مى كردیم و در بین راه نیز همواره ذكر خدا مى گفت تا دوباره اتـراق مـى كـردیـم. پـیـامـبـر(ص) فـرمـود: پـس چـه كسى شترش را علوفه مى داد و غذایش را درست مى كرد؟عرض كردند: همه ما. حضرت فرمود: همه شما از او بهترید. منقول است كه پیامبر خدا (ص) در سفرى به اصحاب خود دستور داد گوسفندى ذبح كنند. یكى از آنها گفت: من ذبح مى كنم، دیگرى گفت: من پوست مى كنم، سومى گفت: من گوشتش را ریـز مى كنم، چهارمى گفت: من آن را مى پزم، رسول خدا (ص) فرمود: من هم براى شما هیزم جمع مى كنم! اصـحـاب عـرض كـردنـد: نـبـایـد بـه زحمت افتید، پدران و مادرانمان فدایت!، ما به جاى شما كـار مـى كـنیم! پیامبر فرمود: مى دانم كه شما به جاى من كار مى كنید، اما خداى عزوجل خوش ندارد كه بنده اش با عده اى از دوستان و همسفران خود باشد و گوشه اى بنشیند و كار نكند. پس آن حضرت برخاست و شروع به جمع آورى هیزم كرد.
سرور مردم كسى است كه در سفر خدمتگزار آنان باشد.
سيرو سياحت با انگيزه صحيح و عقلايي، در قرآن کريم مورد تأييد و تشويق قرارگرفته و از مؤمنان خواسته شده که با مسافرت به گوشه و کنار جهان، درسرنوشت ملت هاي گذشته بيانديشند و عبرت بگيرند: او لم يسيروا في الارض فينظروا کيف کان عاقبة الذين من قبلهم (روم /8) آيا در زمين سير نمي کنندتا بنگرند که عاقبت پيشينيان چگونه بوده است؟ امام صادق (ع) فرمود: درحکمت آل داود آمده است: انسان عاقل جز با سه هدف مسافرت نرود:
- توشه اي براي فرداي قيامت برگيرد
- مخارج زندگي را تأمين و ترميم نمايد
- از راه حلال لذت ببرد
گاهي نيز هدف از مسافرت، رفع خستگي و افسردگي است. انسان هاي خسته از رنج کار وتلاش، با سفر به مناطق مختلف و استفاده از مناظر زيباي طبيعت، خستگي را ازتن به در کرده، براي کار و کوشش بيشتر، آمادگي پيدا مي کنند. پيامبر (ص) فرمود: "مسافرت کنيد تا سالم شويد" گاهي هم سفر با انگيزه ستيز با دشمن و يا حضور يافتن در ديار دوست شکل مي گيرد که سفر به قصد جهاد و حج، پاداش بهشت برين دارد.
اميرمؤمنان علي (ع) در اين زمينه فرموده است: براي مجاهدان راه خدا (که به خاطر دفاع از حيثيت و شرف خويش پا به ميدان جهادمي نهند)، و براي آن کس که براي انجام حج از خانه بيرون مي رود و در بين راه مرگ گريبانش را مي گيرد بهشت را ضمانت مي کنم.
وصيت
مسافرت هميشه با خطر همراه بوده و هست. در گذشته راه هاي طولاني و ناهموار، دزدان مسلح، نبودن امکانات غذايي و بهداشتي و ناامن بودن راه ها و امثال آن،موجب مي شد تا تعدادي از مسافران جان به جان آفرين بسپارند اما در عصر کنوني نيز که امکانات فراواني براي مسافران فراهم شده باز خطراتي جان انسان ها را تهديد مي کند. افراد بشر درزمين و آسمان امنيت لازم را ندارند. گاهي هواپيماي مسافربري سقوط مي کند و تعدادي کشته مي شوند و گاهي دو اتومبيل با هم برخورد مي کند و جان سرنشينان بي گناهش را مي گيرد بنابراين هيچ کس نمي تواند آينده اش را پيش بيني نمايد و به بازگشت خويش مطمئن شود از اين رو نوشتن وصيت امري ضروري و لازم است تا وارثان دچار مشکل نشويد و تکليفشان را بدانند. امام صادق (ع) فرمود: کسي که بر مرکبي سوار مي شود لازم است وصيت کند.
صدقه
مستحب است مسافر در آغاز حرکت، صدقه دهد و آية الکرسي بخواند. امام صادق (ع) فرمود: صدقه بده و هر روزي که خواستي خارج شو.
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بینوا را حافظ
و نيز دو رکعت نماز بخواند و بگويد: بارخدايا! همانا من ، خود، خانواده، پول، فرزندانم، دنيا، آخرت، امانت و پايان کارم رابه تو مي سپارم چه آنان که نزد من هستند، و چه آنان که نيستند همه را به تو مي سپارم. پروردگارا!درکنار خود قرارمان ده، و نعمت هايت را از ما مگير و آنچه از سلامتي و فضلتو در اختيار ماست، تغيير مده.
و زماني که از در خانه بيرون مي رود، درآستانه در ايستاده، سوره هاي حمد و معوذتين، قل هو الله احد، آية الکرسي را در پيش رو و سمت راست و چپ بخواند و بگويد: خداوندا! مرا و آنچه با من است نگهدار. مرا و آنچه با من است سالم بدار و مرا و آنچه با من است باصورتي نيکو و زيبا به مقصد برسان. امام سجاد (ع) فرمود: هرگاه بنده اي ازبندگان خداوند از خانه خارج مي شود، شيطان سر راهش مي آيد، اگر گفت: بسم الله دو فرشته (نگهبان براي انسان) به او گويند: خود را کفايت کردي و اگرگويد: آمنت بالله، به خداي ايمان دارم گويند: هدايت شدي و راه يافتي، پس اگر گويد: توکلت علي الله، بر خداي توکل کردم گويند: محفوظ ماندي، آنگاه شيطان از او دست کشيده، آنجا را ترک مي کند و مي گويد: چگونه از کسي که هدايت شده، محفوظ مانده و کفايت شده براي ما سودي حاصل خواهد شد؟
درروايتي امام صادق (ع) فرمود: هنگامي که به قصد حج و عمره از خانه خودبيرون آمدي( انشاء الله) پس دعاي فرج را بخوان و آن دعا اين است:
لااله الاالله الحليم و الکريم، لااله الاالله العلي العظيم، سبحان الله رب السماوات السبع، و رب الأرضين السبع، و رب العرش العظيم و الحمد لله ربالعالمين.
بي خبر به مسافرت نرفتن امام صادق (ع) به نقل از پيامبر (ص) فرموده اند:
مسلماني که قصد مسافرت دارد بايد برادران ديني خود را از قصد خويش آگاه سازد و متقابلاً اين حق را ايجاد مي کند که موقع بازگشت برادران ايماني به ديدار او بيايند.
بدرقه مسافر
مستحب است مسافر را دوستان و بستگانش بدرقه کنند. همچنين مستحب است براي مسافردعا کنند. پيامبر(ص) هرگاه مؤمنان را بدرقه مي نمود، با آنان خداحافظي ميکرد و مي فرمود: خداوند بر تقواي شما بيفزايد و به سوي هر خيري شما را راهنمايي کند، و حاجات شما را برآورد، و دين و دنياي شما را سالم بدارد وشما را صحيح و سالم بازگرداند. امام صادق (ع) براي گروهي از اصحاب خود که پياده عازم حج بودند، دعا کرد و فرمود: خداوندا! آنان را بر قدم هايشان استوار بدار و شريان هاي ايشان را آرام دار(قوت قلب به آنان عنايت کن). آنگاه که اباذر را به تبعيدگاه مي بردند، علي، حسن و حسين (عليهم السلام) و عقيل پسر ابيطالب، عبدالله بن جعفر، و عمار ياسر او را بدرقه کردند وعلي (ع) خطاب به آنان فرمود: با برادرتان اباذر خداحافظي کنيد، زيرا مسافرناچار بايد به راه خود برود، و بدرقه کننده ناگزير است که بازگردد.
انتخاب همراه
لذت سفر آنگاه افزون خواهد شد که انسان، رفيق و همنشين صميمي براي خود برگزيندتا سختي هاي سفر بر او هموار گردد. پيامبر(ص) به مسافران توصيه مي فرمود: ابتدا رفيق راه را انتخاب کنيد آنگاه مسافرت بنماييد "الرفيق ثم السفر" و در سخني ديگر به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود: به تنهايي سفر مکن، که هماناشيطان با شخص تنهاست، و او از دو نفر دورتر است و فاصله دارد. اي علي،همانا مردي که تنها مسافرت کند در معرض گمراهي است، دو نفر چنين اند، اماآنگاه که به سه نفر رسيدند، گروه و کاروان به حساب مي آيند.
هم شأني در مسافرت، در انتخاب رفيق سفر، لازم است دقت نموده، همراهاني هم شأن و هم طراز را برگزيند تا در سفر به او خوش بگذرد.
دعا و ذکر در حال حرکت
پيمودن راه هاي زمين و آسمان، همراه با فراز و نشيب و اوج و فرود است. اتومبيل به مناطق کوهستاني که مي رسد، جاده هاي پر پيچ و خم کوهستاني را طي کرده بالامي رود و پس از رسيدن به قله، سرازير مي شود. هواپيما نيز از فرودگاه برمي خيزد، اوج مي گيرد و با رسيدن به مقصد فاصله خود را با زمين کم نموده، درفرودگاه بر زمين مي نشيند زائر در تمامي اين مراحل سزاوار است ياد خدا رازير لب زمزمه کند. .
حفظ پول و اثاثيه
مسافربايد حافظ و نگهبان پول و اثاثيه خود باشد تا در طول سفر دچار مشکل نشود. صفوان جمال به امام صادق (ع) گفت: مي خواهم به حج بروم، خانواده من نيزهمراه من است، پول و هزينه سفرم را در همياني که دارم بگذارم؟ و آن را به کمر ببندم؟ امام فرمود: بله، پدرم پيوسته مي فرمود: از توانمندي مسافر اين ا ست که بتواند پول (و وسايل) خود را حفظ کند.
همراه داشتن مواد خوراکي
مسافر بايد در سفر، از پاکيزه ترين خوراکي ها و بهترين مواد، همچون بادام، قند وچای .............، توشه بردارد.
نيازمندي هاي سفر
مستحب است مسافر نيازمندي هاي سفر را همچون: آينه، شانه، مسواک، دارو، درفش(سوزن) ونخ، سرپايي، ظرف آب، لباس، و با خود بردارد. در روايت آمده است، پيامبر (ص) هرگاه به سفر مي رفت چند چيز را همراه خود برمي داشت:
1- آينه 2 - سرمه دان 3- شانه 4- مسواک
حل مشکلات همسفران
درطول سفر اگر يکي از همسفران کمک بخواهد بايد ياري اش کرد که اين داراي ثوابي بس بزرگ است. ابان بن تغلب گويد: با امام صادق (ع) در طواف بودم مردي از اصحاب ما نزدم آمد و از من خواست تا براي انجام کاري همراهش بروم اما من دوست نمي داشتم امام صادق (ع) را رها کرده همراه او بروم. در همانحال که طواف مي کرديم باز آن مرد به من اشاره کرد، امام صادق (ع) وي راديد و فرمود: کيست؟ گفتم: از ياران ماست، فرمود: با تو هم عقيده است؟گفتم: آري، فرمود: نزد او برو، گفتم: طواف را قطع کنم؟ فرمود: آري، گفتم: گرچه طواف واجب باشد؟، فرمود: آري، ابان گويد: پس همراه او رفتم.
جوانمردي در سفر
مستحب است مسافر در سفر، جوانمردي از خود نشان دهند. رسول خدا (ص) تلاوت قرآن،و حضور دائم در مساجد، و همراهي با برادران در حل حوائج و نيازهاي آنان رانشانه فتوت و جوانمردي در وطن، و فراواني و خوبي توشه و بخشش آن به همسفران، و کتمان اسرار همراهان، و خوش خلقي، و شوخي بدون معصيت را علائم جوانمردي در سفر دانسته اند