حجاب و عفاف شايد بدان سبب که يك موضوع کاملاً فطرى است و در سرشت و نهاد بانوان توسط خداوند بيهمتا به وديعت نهاده شده است، براى حيات اجتماعى انسان نيز ضروري به نظر ميرسد
از اين رو و در اديان و مذاهب الهى داراى توصيهها و تأکيدات فراواني است.
تمام اديان آسمانى، حجاب، عفت و حيا را بر زن واجب و لازم شمردهاند و جامعه بشرى را به سوى آن فراخواندهاند؛ زيرا حيا و لزوم پوشش به طور طبيعى در نهاد زنان به وديعت نهاده شده و احكام و دستورهاى اديان الهي هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشريع شده است. در آيين زرتشت، يهود، مسيحيت و اسلام حجاب بر زنان امرى لازم بوده است.
تابهاى مقدس مذهبى، دستورات و احكام دينى، آداب و مراسم و سيره عملى پيروان اين اديان چهارگانه، بهترين شاهد و عالىترين گواه بر اثبات اين مدعاست.
حجاب در آيين زرتشت
پژوهشها نشان مىدهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بودند، داراى حجاب كاملى، شامل پيراهن بلند چيندار، شلوار تا مچپا و چادر و شنلى بلند بر روى لباسها بودهاند. اين حجاب در دوران سلسلههاى مختلف پارسها نيز معمول بوده است. بنابراين، در زمان زرتشت و بعد از آن، زنان ايرانى از حجابى كامل برخوردار بودهاند.
برابر متون تاريخى، در همه آن زمانها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان هر چند با آزادى در محيط بيرون خانه رفت و آمد مىكردند و همپاى مردان به كار مىپرداختند، ولى اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاطهاى فسادانگيز همراه بوده است.
جايگاه فرهنگى پوشش در ميان زنان نجيب ايران زمين به گونهاى است كه در دوران سلطه شاهان، هنگامى كه خشايارشاه به ملكه وشى دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران، زيبايى اندام او را بنگرند، وى امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر اين سرپيچى، عنوان ملكه ايران را از دست داد.
تجليّات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشمگير است كه برخى از انديشمندان و تمدننگاران، ايران را منبع اصلى ترويج حجاب در جهان معرفى كردهاند. در زمان ساسانيان - كه پس از ظهور زرتشت است- افزون بر چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول شد.
به گفته ويل دورانت پس از داريوش، زنان طبقات بالاى اجتماع، جز در تختِ روانِ روپوشدار از خانه بيرون نيامدند و هرگز به آنان اجازه داده نمىشد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. در نقشهايى كه از ايران باستان نيز بر جاى مانده است، هيچ صورت زنى ديده نمىشود.
حجاب در آيين يهود
همه مورخان، از حجاب سخت زنان يهودى سخن گفتهاند. ويل دورانت مىگويد: گفتوگوى علنى ميان ذكور و اِناث، حتّى بين زن و شوهر از طرف فقهاى دين يهود ممنوع گرديده بود. دختران را به مدرسه نمىفرستادند و در مورد آنها كسب اندكى علم را به ويژه چيز خطرناكى مىشمردند. با اين همه، تدريس خصوصى براى اِناث مجاز بود.
نپوشاندن موى سر خلافى بود كه مرتكب آن را مستوجب طلاق مىساخت. زندگى جنسى آنان، عليرغمِ تعدد زوجات، به طرز شايان توجّه، منزّه از خطايا بود. زنان آنان، دوشيزگانى محجوب، همسرانى كوشا، مادرانى امين بودند و از آنجا كه زود وصلت مىكردند، فحشا به حدّاقل تخفيف پيدا مىكرد.
بدون ترديد مبناى حجاب در شريعت يهود، آيات تورات بود كه بر حجاب تأكيد مىنمود. كاربرد واژه چادُر و برقع كه به معناى روپوش صورت است، در آن آيات، كيفيت پوشش زنان يهودى را نشان مىدهد. تورات تشبه مرد و زن به يكديگر را نهى نموده، مىگويد:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زيرا هر كه اين را كند، مكروه خداى است.در كتاب مقدس، وجوب پوشاندن موى سر، لزوم پرهيز از زنان فريبكار و بيگانه، نهى از لمس و تماس و واژه چادر، نقاب و برقع آمده است.
حجاب در آيين مسيحيت
مسيحيت نه تنها احكام شريعت يهود در مورد حجاب را تغيير نداد، بلكه قوانين شديد آن را استمرار بخشيد و در برخى موارد، قدم را فراتر نهاد و با سختگيرى بيشترى وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زيرا در شريعت يهود، تشكيل خانواده و ازدواج امرى مقدس محسوب مىشد و طبق نوشته ويل دورانت، در سن بيست سالگى اجبارى بود؛ اما از ديدگاه مسيحيت قرون اوّليه، تجرّد، مقدس شمرده مىشد.
بنابراين مسيحيت، براى از بين بردن زمينه هرگونه تحريك و تهييج، زنان را به صورت شديدترى به رعايت كامل پوشش و دورى از هر گونه آرايش و تزيين فراخواند. انجيل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأكيد و پيروانش را به عفاف فراخوانده است.
در كتاب مقدس در مورد لزوم آراستگى به حيا و كنار نهادن آرايش ظاهرى چنين آمده است: همچنين زنان، خويشتن را بيارايند به لباسِ مزّين به حيا و پرهيز؛ نه به زلفها و طلا و مرواريد و رختِ گرانبها، زن با سكوت به كمال اطاعت تعليم گيرد و زن را اجازت نمىدهم كه بر شوهر مسلّط شود؛ بلكه در سكوت بماند.(انجيل، رساله پوليس به تيموناؤس، باب دوم)
کتاب عهد جديد نيز لزوم پوشاندن موى سر، به ويژه در مراسم عبادى، با وقار و امين بودن زن و نهى از نگاه ناپاك به بيگانگان را خاطرنشان ساخته است. دستورات دينى پاپها و كاردينالهاى مسيحى كه بر اساس آن پوشاندن صورت الزامى و تزيين موى سر و آرايش آن و تنظيم آنها در آيينه و سوراخ نمودن گوشها و آويختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قيمتى، رنگ نمودن مو و تغيير صورت ظاهرى براي غير از همسر ممنوع بود
شدت بيشترى را نشان مىدهد همچنين تصويرهايى كه از پوشاك مسيحيان و زنان اروپا به جا مانده، نيز به وضوح حجاب كامل زنان را نشان مىدهد. اگر چه امروزه در كتابهاي مذهبي مسيحيان تغييرات زيادي مخصوصاً در آداب اجتماعي صورت گرفتهاست كه از آن جمله موضوع حجاب و پوشش زنان در دين مسيح(ع) است اما اين شواهد تاريخي خود دليلي بر اهتمام اديان ديگر به عفت و حجاب بانوان ميباشد.
فاطمه طلاییان
| لینک های مرتبط : |
|
|