تبليغاتX
قاهان

رودخانه

در قاهان رود خانه  که در تمام فصل آب داشته باشد وجود ندارد ولی قسمتهائی در تمام سال آب دارد لیکن آب ان کم  است .که از چشمه سارهای محلی پرآب می شود . رود خانه قاهان در اواخر فصل زمستان و بهار تقریبا پر آب می شود .وبا بارندگیهای بهار به سیل تبدیل می شود .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 2:1 توسط بختیاری |

 

سيزده بدر

قاهانیها در عصر روز دوازدهم دسته دسته بطرف رودخانه های نزدیک محل خود میروند و سبزه‌هايي را كه در هفت‌سين گذاشته بودند در آبي بيندازند و آن‌قدر شادي و جست‌وخيز میكنند تا اذن مغرب به خانه برمیگردند.و شب خود را  برای روز بعد که روز سیزده است آماده میکنند . صبح روز سیزده هر خانواده با عروس و داما د و دیگر اقوام نزدیک  خود به باغها میروند.تابی درست میکنند بعضی تاب میخوردند و بعضی به امور باغ میرسند وبعضی بازیها دیگر... .

معروف‌ترين رسم سيزده به‌در به آب سپردن سبزه‌ها، گره زدن دو سبزه به همديگر است. اين دو سبزه را تمثيلي از پيوند يك زن و مرد جوان مي‌دانند. به همين دليل مادربزرگ‌ها جوان‌ها و بخصوص دختران جوان را به گره زدن سبزه‌ها تشويق مي‌كنند.یکی از باورهاي مردم آن  است كه در عصر این روز باران خواهد بارید و آن را نشانه نعمت خداوند میدانند که سالی پر از سبزي و خرمي و باران در پيش است.و اما در مورد سبزه گره زدن فکر میکنم در گذشته جامعة ما جامعة بسته‌اي بوده است. زن هميشه در خانه بوده و منتظر بوده تا به خواستگاري‌اش بروند. امروزه تغييراتي به‌وجود آمده اما در گذشته دختران نمي‌توانستند همسرشان را خودشان انتخاب كند. بنابراين مهم‌ترين آمال و آرزوهاي هر دختري در گذشته اين بود كه شوهر خوبي بكند يا زودتر به خانة بخت برود. دربارة دخترها اين حرف وجود داشت كه: دختر كه رسيد به "16" بايد نشست و به حالش گريست. اينها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در"12"، "15" سالگي بايد به خانة بخت مي‌رفت وگرنه ماية ننگ به حساب مي‌آمد. اينها واقعياتي بود كه وجود داشت. به همين دليل دخترها به امامزاده مي‌رفتند،سر رود خانه میرفتند  سبزه گره مي‌زدند و سفره‌هاي نذري پهن مي‌كردند تا شايد نيروهاي غيبي كمك كنند و شوهري برايشان پيدا شود زيرا دختري كه ازدواج نمي‌كرد جايگاهي در جامعه نداشت.به هر حال امروز دیگر آن فرهنگ محدویت دخترها حتی در روستاها برداشته شده است . و جا دارد که سنتهای غلط هم از ما دور گردد.
روز سيزدهم فروردين مانند شب آخرين چهارشنبة سال اهميت ويژه‌اي دارد. اگر با چهارشنبه‌سوري به استقبال نوروز مي‌رويم، با سيزده به‌در نوروزمان را بدرقه مي‌كنيم. نوروز كه مراسمش محفلي خانوادگي دارد، با دو حركت اجتماعي و عمومي از خانه‌ها به خارج راه مي‌يابد، با دو آيين سنتي كه نشان از همبستگي جمعي دارن. امید است سال خوش و بابرکت داشته باشید .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 17:49 توسط بختیاری |

 

 

تخم مرغ بازی

در ایام عید که مردم  سفر هفت سین و عید می اندختند سر سفر تعداد زیادی تخم مرغرنگ کرده می گذاشتند و معمولا جوانان که به عید دیدن بزرگترها می رفتند صاحب منزلیک تخم مرغ رنگ کرده عیدی میداد و جوانان این تخم مرغها را جمع می کردند و باهم تخم مرغ بازی میکردند و انهم به این شکل بود که باید یکی از طرفین تخم مرغ را در دست میگرفت و قسمتی از تخم مرغ را (سر یا ته تخم مرغ)را باز میگذاشت تا طرف مقابل با یک تخم مرغ دیگر به آن بزندتا بشکند اگر تخم مرغ را میشکست برنده بود

واگر تخم مرغ خودش می شکست باید تخم مرغ شکسته خود را به طرف مقابل بدهد و اینبار نوبت طرف مقابل بود که با تخم مرغ ضربه بزند و تخم مرغ ایشان را بشکند  این دور همین طور ادامه داشته تا یکی از طرفین کل تخم مرغهای موجودی خود را از دست بده این بازی از لحاظ شرعی نمیدانم چگونه بوده است .  تخم مرغها را با رنگگ یا ریشه نوعی علف به نام رو ناس  رنگ میکردند

+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 23:42 توسط بختیاری |

 

 

کلاغ‌پر

در این بازی یک نفر که اصطلاحا اوستا نامیده می شود با نام بردن اسم حیوانات و گاهی وقتها اشیا و یا آدمها ، مهارت کودکان در زمینه تشخیص پرندگان از سایر موجودات را تقویت می کند. به این ترتیب که بچه ها به صورت حلقه ای گرد هم می آیند و انگشت اشاره خود را در مرکز دایره قرار می دهند و با شنیدن نام پرنده دست خود را به نشانه پرواز بلند می کنند و کسی که اشتباها در موردی غیر از پرندگان دست خود را بلند کند بازنده است و از حلقه مسابقه خارج می شود و این روند تا باقی ماندن یک نفر ادامه پیدا می کند. لطافت این بازی به اجرای سریع و ابراز هیجان کودکان می باشد.
+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 23:41 توسط بختیاری |

 

 

استخون کولوچ

بازی بین دو گروه بود یک تکیه استخوان بزرگ که معمولا برای گاو یا الاغ(خر) بود را پیدا میکردند روی زمین سیخ می کاشتند و طرف مقابل با با سنگ از فاصله 4تا 5 متر به ان میزد طوریکه انرا به یک منطقه دور پرت کند بعد با پا مقدار مسیر پرت شده را میشمردند

اگر به حد نصاب مورد توافق اول بازی میرسد انها برند بودند

+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 23:32 توسط بختیاری |

 

 

 

 

قایم‌باشک

بازی این طور است که: چند نفر جمع می شوند و یک نفر را به قید قرعه انتخاب می کنند. سپس او چشم می گذارد و دیگران قایم می شوند و فردی که چشم گذشته است باید مکان قایم شدن افراد را پیدا کند ، بلند بگوید و در محل چشم گذاشتن ، دست بگذارد و بگوید: "سُک سُک" . افرادی که قایم شده اند باید زودتر از کسی که چشم گذاشته "سک سک" کنند. در صورتیکه فرد چشم گذار نتواند هیچ یک از نفرات را سک سک کند ، باید بار دیگر چشم گذارد ولی اگر دو نفر را سک سک کند نفر آخری که میرسد و سک سک شده است باید چشم بگذارد. در صورتی که فرد چشم گذار یک نفر را سک سک کند باز هم او باید چشم گذارد. زمان بازی به دلخواه افراد تنظیم می شود. معمولاً مکان های شلوغ تر برای بازی بهتر است.

+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 23:27 توسط بختیاری |

 

 

 

 هفت سنگ:

هفت‌ سنگ نام يک بازی سنتی ايرانی است. امکانات لازم برای اين بازی، هفت عدد سنگ صاف و تخت و يک توپ هفت‌سنگ (توپ کوچک نرم انعطاف پذیر ینام کلکی) است. بازيکنان در قالب دو تيم پنج يا شش نفره تقسيم می‌شوند. وقتی که سنگ‌ها چیده می‌شوند یکی از گروه‌ها به عنوان پرتاب‌کننده بازی را (با تر یا خشک کردن یا شیر یا خط کردن با پول ) شروع می‌کنند. شروع بازی به این ترتیب است که باید از فاصله نسبتا دور(توافقی بین دوگرو 4متر تا 8 متر ) توپ را به طرف سنگ‌ها بيندازند. گروهی که توپ را پرتاب می‌کند باید سعی کند که کمترین مقدار سنگ را بيندازد چون راحت‌تر می‌تواند بازی را تمام کند. اگر کسی که توپ را پرت میکند به سنگها نخورد نفر بعد این کار را انجام میداد و اگر هیچ کدام نتوانند توپ را به سنگ ها بزند بازی را در همان مرحله اول باخته اند و باید بازی را به گروه دیگر واگذار کنند .

ولی اگر سنگها بریزد افراد گرو باید فرار کنند تا  توپ از دست گروه مهاجم  بر اثر پرتاب ها مکرری که صورت میگیرد  رها شود . وظیفه گروه دوم هم این است که نگذارد تیم پرتاب‌کننده سنگ‌های ریخته شده را دوباره روی هم بچیند و باید با توپ به آنها بزند. هر کدام از بازيکنان تیم مهاجم که توپ به او برخورد کند از جریان بازی کنار می‌رود. و به این ترتیب اگر هیچ کدام باقی نمانند بازی به نفع تیم مدافع و اگر سنگ‌ها روی هم چیده بشوند بازی به نفع تیم مهاجم تمام می‌شود.

گاهی اوقات از ساقولو (تکه های شکسته کوزه گلی)بجای سنگ استفاد می شد .

ن : بختیاری

به افرادیکه سایت و ایمیل ندارند و محبت میکنندو نظر می دهند درهمین اعلام نطر پاسخ خواهم گفت.
+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 23:14 توسط بختیاری |

شروع بازسازی آسفالت جاده قاهان

باز سازی آسفالت جاده قاهان از حدود ده روز پیش شروع شده و تا بالاتر از  روستای رینه کارآسفالت ان انجام شده و کار زیر سازی تا سرجاده چاهک انجام شده است که امید است ظرف ماهای آینده کار نوسازی جاده به  پایان برسد .

+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 16:5 توسط بختیاری |