تبليغاتX
قاهان

 

 

هفت سين

تمام اجزاي تشكيل دهنده سفره هفت سين به شکلي در سفره قرار مي گيرند. به طور كلي، قرار دادن خوردني ها براي آن است، كه در تمام طول سال جديد، زندگي و سفره شان داراي روزي و خبر و بركت باشد. قراردادن آينه براي يكرنگي و رفع كدورت هاست. تخم مرغ رنگ كرده به نيت بركت و روزي اعضاي خانواده است و معمولا به تعداد افراد سر سفره مي گذارند. شمع روشن به معناي روشنايي خانه و طول عمر اعضاي آن مي باشد. شمع هاي سر سفره هفت سين را بايد   با يك برگ سبز و يا نقل و نباتي خاموش كرد و معمولا هم به تعداد افراد خانواده و يكي هم براي سلامتي و طول عمر امام زمان ( عج)در سر سفره نوروز شمع روشن مي كنند. آب نشانه صافي و پاكي وگشايش در كارهاست.  سبزه به معناي حيات و نشاط و شادابي است و ماهي قرمز به نشانه زنده بودن و پايداري و رنگ قرمز نيز به معناي شادابي و نشاط است.  

 

تحويل سال نو

 

به هنگام تحويل سال همه اعضاي خانواده جامه هاي تازه خود را پوشيده و دور سفره هفت سين گرد مي آيند. پدر بزرگ و مادر بزرگ در بالاي سفره و پس از آنها پدر و مادر و فرزندان در كنار سفره مي نشستند عقيده بر اين است كه به هنگام تحويل سال همگي بايد به آينه نگاه كنند و پس از آن بزرگترين فرد خانواده قرآن را برداشته اندكي از آن را مي خواند. قبل از تحويل سال همه اعضاي خانواده، دعاي تحويل سال را بارها زير لب زمزمه مي كنند:
يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبر الليل و النهار،يا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال.
از ديگر عقايد اين است كه آينه اي را به صورت خوابيده در سفره قرار داده و تخم مرغي را روي آن قرار مي دهند و مي كوبند كه به هنگام تحويل سال اين تخم مرغ تكا
ن مي خورد. اين عقيده از آنجا سرچشمه مي گيرد كه قدما مي گفته اند، كره زمين بر روي شاخ گاوي قرار گرفته است و هرگاه كه گاو خسته مي شود كره زمين را از يك شاخش به سمت ديگر پرتاب مي كند و اين موقع همان زمان تحويل سال است!  و آنگاه همگي به روبوسي مشغول شده و فرارسيدن سال جديد را به يكديگر تبريك مي گفتند و پس از آنكه بزرگترها عيدي هاي كوچكترها را كه معمولا سكه و يا اسكناس بوده است از لاي قرآن كريم در آورده و به آنها مي دادند پس از آن بسته به هنگام تحويل سال كه اگر روز باشد فورا افراد كوچكتر فاميل به ديدن بزرگترها رهسپار مي شوند و معمولا ناهار يا شام روز اول عيد را در منازل بزرگان خويش صرف مي كنند. معمولا در شب عید ماهی پلو بخوردند  ودر روز اول عيد بايد رشته پلو خورد تا به اين وسيله در سال جديد سر رشته كارها دستشان آمده و تا پايان سال از دستشان خارج نشود

قدما دیدو بازدیدها به سه روز اول عید  خلاصه می شده است روز اول جوانان و میانسالان به بازدید بزرگتر ها میرفتند

روز دوم نوبت بزرگترها ومیانسالان بود تا در خانه بمانند  و روز سوم کوچکترها در خانه می مانند تابزرگترها ومیانسالان بازدید آنها را پاسخ دهند.مدت زمان بازدید خیلی کوتاه بود حدود 5 تا 10دقیقه.

 

در این سه روز مردم سفره می انداختند و انواع شیرینجات  خانگی آجیل های محلی را سر سفر میگذاشتند و در بعضی از سفرهای اعیان ها میوه دیده می شد .لیکن چندین سالی است که موضوع دید و بازدید های عید تقریبا تا 15 فروردین ماه همادامه پیدا می کند .

 

چرا هفت سين

عدد هفت عموما در طول تاريخ و در بين ملت ها داراي حرمت خاصي بوده است و اين مساله شامل عقايد ملي و اسلامي ايرانيان نيز مي باشد. نمونه هايي از استعمال عدد هفت عبارت است از: هفت سين نوروز، هفت جزو قرآن،هفت خان رستم، هفت طبقه آسمان،شب هفت برای مردگان،اما در مورد چيدن سفره شب عيد نظرات متفاوتي وجود دارد عده اي بر اين عقيده اند كه اين سفره در اصل هفت ميم بوده و هفت چيز كه اول اسمشان با ميم شروع مي شده در آن چيده مي شد مانند، مرغ، ماهي، ميگو، ماست،موسير و مسقطي،   به هر حال آنچه به جا مانده و مردم ايران چون طفل خويش آن را حفظ مي كند، هفت سين مي باشد.

 

عيد از جنبه ديني و اسلامي

 

برگزاري جشن نوروز در دوره صفويه به ويژه با نگاه به احاديثي كه محدثين بزرگ اين دوره همچون علامه مجلسي درباره نوروز نقل كرد ه اند، قابل ارزيابي است. چنين مي نمايد كه در اين دوره - همچون زمان حاضر - نوروز صبغه اي كاملاً اسلامي يافته بود و تفكيك عناصر باستاني و اسلامي در اين آيين باشكوه كاري دشوار مي نمود.

در كتاب هاي مشهور ادعيه همچون اقبال الاعمال سيدابن‌طاووس و مصباح المتهجد شيخ توسي اشاره اي به دعاي تحويل سال نگرديده و اين نشان مي دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشيع سند روايي مورد اعتماد براي آن موجود نيست. اما مجلسي در كتاب زادالمعاد در خصوص اين دعا گزارش مي كند كه در كتب غير مشهوره روايت كرده اند كه در وقت تحويل سال اين دعا را بسيار بخوانيد: يا مقلب‌القلوب والابصار يا مدبر الليل والنهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال. بنابراين با توجه به اين گزارش دعاي تحويل سال در دوره صفويه مرسوم و معمول بوده است.

در هر حال جدا از اين كه دعاي تحويل سال تا پيش از دوره صفويه چگونه بوده و اين دعا در كدام يك از مأخذ حديثي نقل شده است، نفس دعا يا قرائت قرآن يا حتي نمازگزاردن هنگام تحويل سال نشان از اسلامي شدن نوروز دارد. حتي بعضي ها معتقدند كه عبارات دعاي تحويل سال برگرفته از عبارات قرآني يا احاديث و رواياتي است كه در معتبرترين مأخذ شيعي نظير "التهذيب" شيخ توسي نقل شده اند.

در اين روز فرشته وحي بر حضرت رسول (ص) نازل شد و پيام پيامبري بدو داد( عيد مبعث) اين روزي است كه پيامبر اسلام(ص) بت هاي كفار قريش را در مكه شكست و روزي كه حضرت ابراهيم نيز بت هاي كافران را شكست.
همان روزي است كه حضرت رسول( ص) در بين مكه و مدينه صحابه را به دور خود جمع كرد و به آنها مساله جانشيني حضرت علي( ع) را بعد از خويش ابلاغ نمود( عيد غدير)
باز در همين روز بود كه حضرت رسول( ص) مولاي متقيان علي( ع) را فرستاد به وادي جنيان كه از ايشان بيعت از براي او بگيرد.
 در اين روز بعد از كشته شدن عثمان، مردم با امام علي( ع) بيعت كردند و بدين سان خلافت به اميرالمومنين علي( علي) بازگشت.
امام جعفر صادق( ع) به يكي از صحابه خود مي فرمايند: اينروز را عجمان حفظ مي كردند و حرمت آن را رعايت كردند و شما عربان آن را ضايع كرديد و باز بدو فرمودند: در اين روز غسل بكن و پاكيزه ترين و بهترين جامه هاي خويش را بپوش و با بهترين بوها خود را خوشبو ساز
.

همچنين تقدس ديني لحظه تحويل سال چنان در نظر مردمان پر رنگ است که در شهرهاي مقدس مردم به امامزاده ها و اماكن متبركه مي‌روند. شيرازي ها به حرم شاهچراغ و حرم علي بن حمزه روي مي آورند و مشهدي ها به پابوس حضرت رضا (ع) مي شتابند و بسياري از مردم قم در بارگاه حضرت معصومه گرد مي آيند و بعضي از مردم ري و تهران در حرم شاه عبدالعظيم."

چند سالی است که بمناسبت عید غدیر ،سادات قاهان مراسم با شکوهی برگزار میکنند در این مراسم تلاوت قرآن سخنرانی و مدیحه سرائی .. انجام می گیرد و ازمیهمانان با دادن عیدی و شیرینی و ناهار پذیرائی می کنند.

مردم ایران اکثر مراسمهای شاد خود را به خاطر خوش یومن بودن درشب و روز عیاد اسلامی برگزار میکنند .

 

ن. بختیاری

به افرادیکه سایت و ایمیل ندارند و محبت میکنندو نظر میدهند درهمین اعلام نطر پاسخ خواهم گفت.

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 1:37 توسط بختیاری |

 

 

 

سه توپ

 در بازی 3 توپ معمولا دو گروه که هر گرو از دو نفر  بیشتر می شدند تشکیل می شد و آن هم به این صورت بود که یک گروه شروع کننده بود  و یک گروه میدان دار که معمولا با تریا خشک کردن یا شیر یا خط میکردند شروع کننده و میدان دار مشخص می شد.این بازی در یک زمین مسطح انجام می شد در ابتدا یک نفر از گروه میدان دار برای توپ انداختن در مقابل تیم مقابل قرار می دهند. که توپ را  بیاندازد و طرف با چوب آنرا بزند حال اگر طرف زبردست باشده توپ را با کیفیت به منطقه دور  می زند ولی اگر ضعیف باشد یا کت  میکرد(نمی توانست با چوب توپ را بزند ) یا توپ را طوری میزدکه در دست یاران طرف مقابل میرفت .که در اینصورت باخته بودند و باید گروه ها جاهی خود را تعویض مبکردند. گروه میدان دار باید به دو طریق برنده می شد یا توپی راکه طرف مقابل میزند روی هوا انرا بگیرد که میگفتند مول گرفته.  یا اینکه نفرات گروه مقابل که سه توپ خود را زده و دیگر امتیازی ندارد باید برای بدست اوردن امیتاز از ابتدای زمین که توپ میزدند تا محلی که قراردادی بین 50 تا 70 متر بود برود و برگردد که می توانست انرا اگر موقعیت دارد در یک مرحله برود و برگرد واگر موقعیت نبود در یک مرحله برود و یک مرحله برگردد.

و امتیاز ان را که 3 توپ دیگر بود برای خود ثبت کند در اینجا اگر توپ به منطقه دور پرت شده باشدیا زده شده باشد  بخت با ان است در غیر اینصورت باید منتظر موقعیت می بود تا توپ از دست گروه میدان دار خارج شود واگر گروه مقابل انرا با توپ میزدند ان نفر از میدان خارج می شد یعنی یک نیرو از گروه مقابل کم می شد توپی که با ان بازی میکردند به اندازه یک پرتغال معمولی وکرکی و انعطاف پذیری خوبی داشت. 

ن : بختیاری

به افرادیکه سایت و ایمیل ندارند و محبت میکنندو نظر می دهند درهمین اعلام نطر پاسخ خواهم گفت.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 1:35 توسط بختیاری |

 

 

ایشتوکی

 در این بازی دو  گروه که هر گرو بیشتر از چهار  نفر می شوند تشکیل می شود و برای شروع بازی بچه هائی که پول داشتند شیر یا خط میکردند و گاهی که پول در دسترس نبود با یک تکه سنک  تر یا خشک می کردند (یک تکه سنگ را با دهان خیس میکردند و به هوا می انداختند )گروه برند ه شروع کننده بازی بودو باید برای پنهان شدن اقدام می کرد  و یک نفر از گروه برنده باید در مرکز بازی میماندتا به همرا نفر جستجو کن (گرگ)گروه مخالف را همراهی کند و با صدا زدن ایشتوکی یاران خود را از محل تردد گرگ مطلع کند و گرو مدافع باید در محل مرکز بازی می مانندتادر بازگشت گروه مهاجم  کتک بخوردند.در موقع کتک خوردن همگی با هم ملا ملا  کنند تا نمایند انها از راه برسد و بگوید که شما را دیدم . گرگ دنبال گروهی که رفته و قایم شده میگردید تا انها را پیدا کند و  یک نفراز گروهی که رفته بود برای  قایم شدن  این اقا گرگ(جستجو کن) راهمراهی میکرد. بعد از چند دقیقه از رفتن  گروه برای قائم شدن (

پنهان شدن)این دو نفر یکی بعنوان گرگ و دیگری بعنوان چارچی که محل گرگ را می گفت "(ایشتوکه در خانه مشهد حسن ایشتوکی  ایشتوکی در خرابه های گله گاه ایشتوکی...) گروهیخود راکه قایم شده بود را مطلع میکرد.و گاهی در فرصتهای مختلف جای خود را تغیر می دادند تا از فرصت دور شدن گرگ از مقر خود را به مقر برسانند و با مشت بر پشت کمر افراد  گروه که در مقر هستند بزنند گرگ در مسیر متوجه می شده که نیروهایش مورد حمله قرار گرفتند سریع خود را به مرکز می رساند  و به محض بازگشت گرگ کتک زدن قطع می شداینجا انکس که همراه گرگ رفته بود گاهی گرگ را گمرا میکرد و گرگ را از مقر دور میکرد و یا اگر نیروهای خود را میدید به روی خود نمی اورد و علامت میداد که به چه سمت بروند  چون گرگ نتوانسته بود  محل اختفاء انها را شناسائی کند مجددا بازی دست تیم مقابل است  و باید مجددا مثل دور قبلی تکرار میشد تا اینکه گرگ در خرابه هاو قبل از مقر انها را ببند و در این صورت بود که بازی به گروه مقابل داده میشد   و این بازی معمولا بعد ازظهرها بعد از آمدن بچه ها از مدرسه و یا در ایام تعطیل و بیکاری صورت میگرفت .

ن : بختیاری

به افرادیکه سایت و ایمیل ندارند و محبت میکنندو نظر می دهند درهمین اعلام نطر پاسخ خواهم گفت.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 1:15 توسط بختیاری |

 

الك دولك بازي

 

الك دولك بازي كه تا اين اواخر هم به وسيله كودكان محلات قاهان بازي مي شد، بازي جالبي بود كه بچه هاي محل و حتي بزرگسالان خود را به آن مشغول مي داشتند. اين بازي چنين بود ،كه طبق قرعه انداختن، گروهی شروع کننده بازی می شدند. گروهی میدان دار.افراد شروع کننده بازی نفرات خود را برای زدن الک  به ترتیب (بستگی به مدیریت سر گروه )تعین میکنند. شخص با چوبی به اندازه 80 تا120 سانتیمتر (بستگی به اشخاص بازی کن داشته از لحاظ سنی)را به دست مي گرفت و چوب كوتاه(10 تا 15 سانتیمتر) را بر روي دو آجر يا دو سنگ قرار مي داد رابه هوا پرتاب میكند(یک متر تا دو متر) و ضربه شديدي بر آن وارد مي آورد و بازيكنان كه با فاصله قرار داشتند اگر چوب كوتاه را در هوا مي گرفتند برنده شده و به جاي بازيكن نخست مي رفتند گرفتن چوب در هوا یک امتیازی بود که اگر صورت میگرفت کل اعضاء گروه بازی را باخته بودند)در غیر اینصورت چوب کوچک که زده شده را تیم در میدان باید به چوب که در کنار سنگ میگذاشتند میزد تا بازیکنان یکی یکی اوت شود. و اين دور تسلسل همچنان ادامه مي يافت..

ن : بختیاری

به افرادیکه سایت و ایمیل ندارند و محبت میکنندو نظر می دهند درهمین اعلام نطر پاسخ خواهم گفت.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 1:17 توسط بختیاری |

بازی‌های بومی و سنتی در قاهان

مقدمه: در فرهنگ لغات فارسی بازی به سرگرمی به مشغولیت، تفریح، لعب، كار،ورزش و فریب معنی شده است. زیست شناسان براین باورندكه علاقه‌ی انسان به بازی به كنجكاوی وی دركشف و شناخت محیط اطراف ارتباط دارد و روان‌شناسان نیز می‌گویند نیاز انسان به بازی در حقیقت مصرف انرژی نهفته در وجود اوست و البته جامعه شناسان نیز بازی را وسیله‌ای برای تمرین انسان در زندگی اجتماعی توصیف می‌كنند.برخی بر این باورند بازی خود هنری است كه ناشی از فرهنگ و آداب وسنن هر جامعه است. اگر بخواهیم به این مقوله‌، عمیق بنگریم بازی همه نظرات وتعاریف فوق را دربرمی‌گیرد. دركشور پهناور ایران كه از تنوع اقلیمی و قوم و قبیله ای خاصی برخوردار است، انواع بازی وسرگرمی رواج داشته و دارد. این بازی‌ها درمراسم عروسی،قبل و بعد از آغاز كاشت و برداشت محصولات كشاورزی، ایام تعطیلی دانش آموزان،ایام عید نوروز، شب نشینی‌ها در روستاها و… اجرا می‌شده. از نوشته‌ها، كتیبه‌ها و نقوش غارها و دیوارها چنین استنباط می‌شود كه بازی‌ها درحقیقت نوعی سخن گفتن، انتقال اطلاعات و معلومات،ایجاد و حفظ آمادگی جسمانی برای جنگ‌ها، ایجاد سرور و نشاط، شكرگذاری به درگاه خداوند و … بوده‌است. نكته‌ی مهم این‌كه هریك از این بازی‌ها بار فرهنگی داشته‌است. بازی‌ها ویژگی‌های خاص خود را داراست كه می‌توان به ابزار و امكانات ،مكان، گستره‌ی بازی ،سن و جنسیت بازی اشاره كرد. یكی از بزرگ‌ترین دغدغه‌ی انسان عصر حاضر به ویژه در كشور ما چگونگی پر كردن اوقات فراغت است.همه ساله به ویژه در ایام تابستان دستگاه‌های اجرایی بسیج می‌شوند تا زمینه‌ی پر كردن اوقات فراغت میلیون‌ها دانش آموز را فراهم كنند. اوقات فراغت تنها به برپایی كلاس‌های درسی و علمی و هنری محدود می‌شود كه نزد نوجوانان و جوانان چندان جایگاهی ندارد. جاذبه‌ نداشتن برنامه‌های اوقات فراغت دیكته شده و فاقد روح شادی و نشاط ،عدم وجود امكانات و شرایط لازم برای گذران اوقات فراغت، نبود شناخت اقشار مختلف نسبت به فرهنگ، آداب و سنت‌های گذشته و بازی‌ها و.. باعث شده اوقات فراغت بسیاری از جوانان و حتی بزرگسالان  به بطالت بگذرد. نهادهای فرهنگی و ورزشی نقش بسزایی در شناساندن بازی به مردم دارند. صدا و سیما، تربیت بدنی، میراث فرهنگی، ایرانگردی و جهانگردی وجهاد كشاورزی، آموزش و پرورش و بسیج از مهم‌ترین دستگاه‌های اجرایی هستند كه می‌توانند بازی را در قالب همایش‌ها، جشنواره‌ها ، مسابقات و … به مردم و دانش آموزان  بشناسانند. بررسی‌های به عمل آمده نشان می‌دهد به جز فرهنگ ارشاد اسلامی و صدا و سیما بقیه دستگاه‌های فرهنگی و ورزشی كم‌تر و یا اصلاً به این مهم نپرداخته‌اند.(بازی های بومی)

 همان‌گونه كه عنوان شد یكی از ویژگی‌های مهم بازی های محلی و بومی، استفاده از ابزار و امكانات محل زندگی و عدم نیاز به تجهیزات و اماكن خاص است. عمده امكانات و ابزار مورد نیاز بازی‌ها شامل چوب، خاك، سنگ، پارچه،استخوان ،طناب،توپ ،كلاه، كمربند ،شلاق ،گردو،سیب و… می‌باشد كه در بیشتر روستاهای ما به وفور یافت می‌شود.

ویژگی دیگر این‌كه برای هر گروه سنی بازی‌های خاصی وجود دارد. در مراسم عروسی و اعیاد مذهبی و نوروز بهترین بهانه و زمان برای پرداختن به بازی و سرگرمی در قاهان بوده كه متاسفانه خیلی ضعیف شده است.و در حال حاضردر برخی عروسی‌ها به جای پرداختن به بازی‌های زیبا و دیدنی كه ریشه در فرهنگ مردم دارد، به موضوعات دیگر پرداخته میشود. 

به هر حال وقت آن رسیده كه میراث كهن و به جای مانده احیا شود هرچند كه تحولات سریع اجتماعی و نوع تكامل‌یافته زندگی امروزی امكان پرداختن به بازی‌ها را به صورت اولیه به دست نمی‌دهد اما همین كه نهادهای فرهنگی به این مهم توجه و زمینه‌ی شناساندن آن را به مردم فراهم كنند، مردم تشنه‌ی فرهنگ اصیل این مرز و بوم خواهند كوشید با این بازی‌ها زمینه‌ی لذت روحی و جسمی خویش را فراهم نمایند. و اینجانب در نظر دارم که تا آنجا که مقدور باشد به معرفی تعدادی از این بازیها بپردازم .

منابع: ـقسمتهایی از مازندنومه

ن: بختیاری

به افرادیکه سایت و ایمیل ندارند و محبت میکنندو نظر میدهند درهمین اعلام نطر پاسخ خواهم گفت.

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 1:18 توسط بختیاری |

راه اندازی وبلاگ دهستان قاهان با مدیریت خانم سمیهhttp://dahestanghahan.blogfa.com/
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 1:3 توسط بختیاری |

نتایج آ ماری مسابقه عاشورا 3 در  وبلاگ دهستان قاهان

دوستانی که مایلند میتوانند به این آدرس مراجعه و نتیجه را ببیند

لطفا نظر یادتان نرود  http://dahestanghahan.blogfa.com/post-6.aspx

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 1:21 توسط بختیاری |

راه اندازی وبلاگ قاهان در پارسی بلاگ  http://ghahan.parsiblog.com
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 1:11 توسط بختیاری |

 دعوت به همکاری ازدوستان در روستای اطراف قاهان

با توجه به درخواستهای مکرر عزیزان از روستاهای همجوار قاهان جهت نوشتن مطلب پیرامون روستای محل سکونت آنها، موارد ذیل قابل پیگیری میباشد که به عرض عزیزان میرسانم.

1-      با توجه به اینکه این وبلاگ قصد داشته شرحی از روستاهای همجوارقاهان تهیه ودر اختیار علاقمندان قرار دهد حتما اینکار را در آینده نزدیک خواهد کرد منتها ، چون بنده چندین سال است در قاهان زندگی نمی کنم اطلاعات بروز از روستاهای همجوار ندارم چنانچه این  آمادگی در شما میباشد اعلام تا این مهم صورت پذیرد . یااینکه افرادی را معرف نمائید تا من از آنها پیگیری نمایم.

2-      این وبلاگ آمادگی  داردمقالات و مطالب شما  را در مورد روستای خود دریافت و با اسم خودتان در دسترس قرار دهد .

3-      شخص یا اشخاصی که آمادگی داشته باشند که وبلاگی با عنوان روستای خود راه اندازی کنند میتوانند روی پشتیبانی های لازم مدیریت وبلاگ قاهان حساب کنند.

کسانیکه تمایل به همکاری و یا پیگیری موضوعات مطرح شده بالا را دارند میتوانند نظرات خود را به یکی از سه طریق ذیل اعلام دارند .

1-      در انتهای همین پست در جائیکه نوشته شده  نظر دهید .نظرات خود را مرقوم دارید .

2-      آدرس ایمیل .bakhtiary2001@yahoo.com

3-       شماره تلفن 09127713827 تماس حاصل نمائید .  

+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 1:29 توسط بختیاری |

شب چهارشنبه سوري درقاهان

براساس یک سنت دیرینه این دیار مانند دیگر نقاط کشور ایران  در   عصر روز سه شنبه نسبت به جمع آوری بوته و هیزم میکردند و در غروب سه شنبه  آنرا در محله ها و کوچه ها و  بامها آتش میزدند آنگاه از كوچك و بزرگ و پير و جوان همگي از روي آتش مي پريدند و اشعاري را نيز در اين هنگام مي خواندند ، غم برو شادي بيا - محنت برو شادي بيا و در دفعات بعدي به آتش مي گفتند:
    زردي من از تو، سرخي تو از من
.. تا مقداری که تاریکی بر فضا حاکم می شد اینکار ادامه

داشت.

ولی این رویه  و تاچند سال بعد از انقلاب کم رنگ شده بود (به  حرمت خون شهدا و جنگ و مسائل مذهبی)وداشت تقریبا به فراموشی سپرده می شده که متاسفانه فرهگ ترقه بازی

شهرها به اینجا هم رسید و و از چند هفته مانده به چهارشبه آخر سال وچند هفته بعد از آنهم این مشکل  ادامه دارد به هرحال ما بیشتر به گذشته ها اشاره میکنیم.

آجيل چهارشنبه سوري

اين آجيل مخلوطي بود از آجيل هاي محلی و معمولا تشكيل مي شد از: برگه هلو و زردآلو، باسلق، كشمش، شكر پنير، مغز گردو، انجير، توت و غيره. تهیه میکردند و  خوردن يك چنين آجيلي را باعث شگون و خوش يمني و آمد كار در سال جديد مي دانستند.

قاشق زني و آش ابودردا

از مراسم ديگر شب چهارشنبه سوري، قاشق زني بود. نحوه كار بدين ترتيب بود كه زنان طوري چادر به سر مي كردند كه كسي آنها را نشناسد و سپس كاسه اي مسي با يك قاشق بدست گرفته و در كوچه ها به راه مي افتادند و پس از رسيدن به در هر خانه اي، با قاشق محكم به ته كاسه مي كوبيدند با در آوردن اين سر و صداها صاحب خانه متوجه قاشق زن مي شد و پس از باز كردن در مقداري بنشن و يا مقداري پول در داخل كاسه قاشق زن مي انداخت. پس از رفتن به منازل بسيار، قاش زن پس از اينكه به خانه بر مي گشت با بنشن هاي جمع آوري شده مقدمات پختن آشي را تدارك مي ديد و اگر براي تهيه آش چيزي نيز كم بود با پول هاي حاصل از قاشق زني آن را خريداري مي كرد. پختن آش مزبور را يا براي تبريك و شگون انجام مي دادند و يا اينكه در خانه اگر فرد مريضي داشتند به نيت شفاي وي اين آش را تهيه و به خورد فرد مريض مي دادند و بر اين اعتقاد بودند كه اين آش علاج تمامي دردهاست و با خوردن اين آش درد و بلاي مريض آنها به سال ديگر نخواهد كشيد و شفا پيدا خواهد كرد و معمولا، اين آش را آش ا آش ابودردا مي ناميدند.

 

كوزه شكستن در شب چهارشنبه سوري

رسم ديگري در شب چهارشنبه سوري اجرا مي شد كه انجام آن را براي دور كردن بلايا موثر مي دانستند به اين ترتيب كه هنگام غروب، چند سكه درون كوزه اي آب نديده مي انداختند و سپس به نيت دور كردن بلا از خانه، كوزه مزبور را از پشت بام خانه به داخل كوچه پرتاب مي كردند و باز مي گشتند. در موقع پرتاب زير لب مي گفتند درد و بلام بره تو كوزه، بره تو كوچه، معتقد بودند در هنگام انجام اين مراسم و بازگشت نبايد برگردند و پشت سرشان را نگاه كنند چون ممكن است بلايا دوباره به خانه برگردد.

در حال حاضر سنتهای گذشته در رابطه با چهار شنبه سوری منسوخ گشته است و چندان از سنت گذشته پیروی ندارد استفاده از مواد منفجره بجای پرتاب کوزه گلی آتش زدن لاستیک بجای بوته و مزاحمتهای دیگر به جای قاشق

زنی ..همه وهمه نشان از  تهاجم فرهنگی دارد .

ن: بختیاری

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 0:5 توسط بختیاری |