محرم در قاهان

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
ازبزرگی می پرسند مراسم عزاداری امام حسین (ع)وتکرار آن همه ساله کاری بیهوده نیست؟
ایشان می فرمایند :خیر البته که بجاوضروری است (روحانی اهل نظر)
ودرادامه اضافه می کنند که شاید مادر تکرار واقعه غدیر خم کوتاهی کرده ایم واگر آن واقعه را مثل عاشورا تکرار می کردیم تحریف وانکارنمی شد.
مراسم عزاداری سالار شهیدان در روستای ما چون سایر نقاط ایران اسلامی با شور وشوق خاصی وبا حضور تقریبا"همه قاهانیهای سایر شهرها (بیشتر تهران و قم) از روز اول محرم برگزار می شود .
با نزدیک شدن ایام محرم ، افرادی که بنام حسینی مشهورند ،حسینیه را غبار روبی می کنند و آنرا آماده پذیرائی برای عزادری می کنند . حسینی ها در گذشته حدود دوازه الی بیست نفر بودند.که به دو گروه تقسیم می شدند، یک گروه را گروه حسنی گروه دیگر را حسینی می گفتند ،البته گروه حسینی مقدم تر بوده و هستند .
در گذشته این گروه کارهای حسینیه را بین خود تقسیم می کردند (چند نفر چراغچی، چند نفر تزئین نخل حسینیه و چند نفر نظافت روزانه حسینه را بعهده داشتند) که با تغیر و تحولات جامعه امروزی، این رویه هم تغیر کرده است ،مثلا با وجود برق دیگر چراغچی نمی خواهند و همچنین چندین سال است که انجمن اسلامی هم به کمک این عزیزان آمده و نیروی جوان و بافکر و باهمکاری و اتفاق نظر امورات حسینیه را انجام میدهند.
در گذشته حسینیه دارای یک نخل بزرگ بود که آنرا از چوب ساخته بودند .و در ایام محرم با پارچه نوشته هائی از مصایب امام حسین( ع)و آینه و قاب های عکس تزئین میکردند و این نخل روز هشتم ونهم و دهم محرم با دسته های سینه زنی به محله های مختلف حمل می شد. (در قسمتهای بعدی توضیح داده خواهد شد )
در سالهای اخیر که حسینه بازسازی شده نخل قدیمی بعلت بی توجهی بعضی از دست اندرکاران ،از بین رفت که به خواب چند نفر آمد و حسینی ها یک نخل جدید از جنس آلومنیوم ساخته اند که جایگزین نخل قبلی شده است .
در شب اول محرم مداحان همزمان باغروب آفتاب مدیحه سرایی کرده وفرارسیدن ماه عزای امام حسین(ع)را به اطلاع مردم می رسانند.عمده مراسم دهستان قاهان دردهه اول محرم برگزار میشودکه به شرح زیر میباشد :
نماز جماعت:
درایام محرم معمولا نماز جماعت ها ظهر و عصر و مغرب وعشا ء درحسینیه برگزار میشود و نماز صبح در مسجد جامع(امام خمینی) برگزار می شود .
ذکر پای منبر حسینی ها :
شرح حال آن به این صورت است که میگویند این ذکر از اشعار محتشم کاشانی دررثای دلاورهای و رشادتهای امام حسین (ع) و اهلبیت آن سروده شده است.
این ذکر توسط دو گرو ه که معمولا هرگروه هشت یا ده نفر وگاهی بیشتر می شوند خوانده می شود:
که گروه حسینی ها ذکر را شروع (دم گرفتن)می کنند و با ریتم خاص آنرا میخوانند و گروه حسنی هافقط سر تیتر ها را تکرار می کنند . {(رنگ آبی و رنگ قرمز مشترک دو گرو و رنگ سیاه فقط مخصوص حسینی ها )واین === یعنی نوع سبک خواندن را نسبت به قسمتهای قبلی تغییر می دهند} که ابیات اشعار اینچنین است.
آبش نمی دهد دو لب تشنه میکشند آه در دشت کربلا
این ظلم برحسین و بر اولاد او چرا فریاد از این عزا
*******************************************
********************
فریاد العطش زبیابان کربلا فریاد از این عزا
********************
خون می گذشت از سر ایوان کربلا فریاد از این عزا
********************
********************
خاتم زقحط اب سیلمان کربلا فریاد از این عزا
********************
سهل است اگر رود سر من بر سر سنین آه در دشت کربلا
زینب اگر اسیر شود وای بر حسین فریاد از این عزا
==================================
ای فلک حیف از حسینم(2) ای فلک حیف از حسین
کشته شده نور دوعینم ای فلک حیف از حسین
********************************************
زینب محزون همی گفت(2) ای فلک حیف از حسین
دُر این مضمون همی سفت ای فلک حیف از حسین
********************
شاه ما را سر بریدند(2) ای فلک حیف از حسین
خیمه ها اتش کشیدند ای فلک حیف از حسین
********************
دست عباسش جدا شد (2) ای فلک حیف از حسین
خیمه ها ماتم سرا شد ای فلک حیف از حسین
********************
جسم اکبر پاره پاره (2) ای فلک حیف از حسین
شاه دین بر او نظاره ای فلک حیف از حسین
********************
اصغر آن ماه مدینه (2) ای فلک حیف از حسین
شد نشان تیر کینه ای فلک حیف از حسین
********************
شهر بانو زد به زانو ای فلک حیف از حسین
********************************************
خون می چکد از دیده در ماتم مظلومان
در ماتم مظلومان خون می چکد از دیده
=================================
هر لاله که رنگین است از خون شه دین است
از خون شه دین است هر لاله که رنگین است
********************
آواز خوش بلبل از آه یتمان است
از آه یتمان است آواز خوش بلبل
********************
مادر که زند برسر از هجر علی اکبر
از هجر علی اکبر مادر که زند بر سر
********************
یا امام یاامام یاامام یاامام یاامام یاامام
یا امام شهید یا امام غریب یا امام مظلوم
یا امام معصوم یا امام محروم
********************
یا حسن کو حسین یاحسین کو حسن
یا امام یاامام یا امام یاامام
یا امام یاامام
لعنت الله علی القوم الظالمین والحمدالله رب العالمین
بر یزید پلید ابن زیاد هردمی صدهزار بار لعنت باد
برخلق خوش ونازنین محمد صلوات
********************
اقایان حسینی که در حال حاضر فعالند و در ایام محرم حضور دارند:(قاهان)
حاج سید حسین میرشجاعی آقای قاسم باقری آقای علی عبدالصمدی صمدی
حاج سید حسن میرشجاعی آقای سعید وکیلی آقای ابوالفضل امینی
حاج سید جعفر میرشجاعی آقای داود حاج بابائی آقای علی باقری
سید نجم الدین میرشجاعی آقای حاج ناصر باقری آقای حاج محمد امیر مختاری
سید اسماعیل میرشجاعی آقای داود میرشجاعی آقای تقی عبدالصمدی
حاج سید محمدمیرطاهری آقای عباس زینعلی آقای مهدی محمد علی خلج
حاج سید مجتبی مقیمی آقای محمد وکیلی آقای روح ا.. باقری
آقای حاج علی امینی
برای سلامتی شان صلوات
مرحوم حاج حسن میر طاهری مرحوم مشهد حسن عبدالصمدی
مرحوم حاج محمد عبدالصمدی مرحوم مشهد سیلمان حاج بابائی
مرحوم حاج غلام امینی مرحوم عباس عبدالصمدی
مرحوم آقامیر میر طاهری مرحوم حاج محمد رضا قلی خانی
مرحوم سید آقا میر حاتمی مرحوم حاج احمد شجاعی
مرحوم حسین زینعلی مرحوم میرزاعلی آقا شریعتی
مرحوم مشهد حسین امینی مرحوم مشهد سید عابدین صدر
مرحوم سید حعفر میر شجاعی مرحوم کربلائی علی آقامیرشجاعی (دائی)
مرحوم سید محمد میرشجاعی مرحوم سید ابوطالب نظام الدینی
مرحوم براتعلی امیر مختاری مرحوم حاج عباس امینی
مرحوم کربلائی علی آقا حاج بابائی مرحوم سید آقا ظهیرالدینی
(برای شادی روحشان صلوات )
سخنرانی وعاض:
در همه مراسمات وعاض ضمن بیان فلسفه قیام عاشورا مقاتل کربلارا می خوانند .
از مشهورترین وعاض می توان از :حجت الااسلام دکتر سید صدرالدین شریعتی نام برد .
معمولا"برای روضه خوانی در شبها محرم از روحانیون سازمان تبلیغات اسلامی قم دعوت می شود و روحانی اختصاصی فقط یک شب(شب تاسوعا یا عاشورا)حضور پیدا میکنند
(حجت الااسلام دکتر سید صدرالدین شریعتی)
در حال حاضر روحانی ثابتی از سازمان تبلیغات اسلامی در قاهان ساکن شده که از حضور ایشان در محرم استفاده می شود .
روحانیون عزیزکه به رحمت خدا رفتند
مرحوم حاج آقا سید ضیاءالدین مقیمی مرحوم سید باقر شریعتی
مرحوم حاج شیخ رضا فرهادخانی مرحوم ابوالقاسم حجت
مرحوم آقاصدر شریعتی مرحوم حاج آقاعلی مقیمی.
مرحوم آقامحمود شریعتی مرحوم حاج سید ابوالفضل
مرحوم حاج سید محمد جوادمقیمی مرحوم حاج آقا اعلا مقیمی
مرحوم میرزا عبدالحسین ( برای شادی روحشان صلوات )
لازم بتوضیحی است مرحوم حاج سيدضياءالدين مقيمی از روحانیو ن فعال در زمان خود
بوده وکتابی در رابطه باتاریخ قاهان نوشته است که قرار است روی وبسایت قاهان قرار گیرد .
وهمچنین ورثه این مرحوم کلیه کتابهای کتابخانه ایشانرا به کتابخانه قاهان اهدا ء کرده اند .
مراسم سینه زنی :
مراسم سینه زنی وزنجیر زنی، شبها بعد از سخنرانی روحانی محترم برگزار میشود .
و همچنین در روزهای هشتم و نهم و دهم محرم، دسته های عزاداری در ساعت 9صبح
از جلوی حسینیه به طرف محله های مختلف انجام می شود که توضیح ان درقسمتهای
بعدی خواهد امد .
مداحان اهلبیت : سید رضا سلطانیان ، حاج سید حسین میرشجاعی،
سید حسین مقیمی،جناب آقای دهباشی ،حاج سید وحید مرتضوی
مدحان عزیزی که در گذشته فعالبت می کردند : حاج شیخ احمد میر محمد علی
تعزیه خوانی:
مراسم تعزیه از مراسم های پرطرفدار قاهانیها است.
در گذشته نه چندان دور، مراسم تعزیه همه روزه هم عصرها برگزار میشد و هم شبها بعد از سخنرانی، لیکن چند سالی است ،که مراسم تعزیه فقط در عصرها برگزار می شود. واز روستاهای اطراف هم ، مردم شرکت میکنند نُسخ تعزیه ها برگرفته از مقاتل تاریخ کربلا بوده ،اشعار نغز و پر محتوا در متون دیده می شود .
از جمله در تعزیه ابوالفضل العباس درگفتگوی شمر و حضرت عباس یا در تعزیه امام حسین (ع) درگفتگوی امام با عمر سعد دیده می شود . مثلا"در مدح زمین کربلا شمر دارد :
به چه زمینی است این زمین معطر به چه بساطی است در میان بیابان
ناقه اهو مگر فتاده در این دشت یا مگر اینجا بساط چیده سلیمان
شمر در مدح حضرت عباس می گوید :
گمانم آن قوی هیکل بود عباس نام آور -- کجایی ای به قد سرو وبه رخ ماه بنی هاشم
از مجموع تعزیه ها تعزیه حضرت ابوالفضل ،امام حسین (ع) حربن ریاحی ، علی اکبر،
طفلان مسلم و مسلم بن عقیل طرفداران بیشتری دارد .
ازروز اول محرم باتعزیه به چاه انداختن حضرت یوسف(ع)و یا شهادت حضرت امام رضا(ع) ،
و یا امام جعفر صادق آغاز و به ترتیب روزهای بعد با تعزیه حربن یزدریاحی، طفلان مسلم،
تعزیه مسلم بن عقیل، حضرت علی اکبر – ابوالفضل العباس (ع) ادامه پیدا میکند.
ودر روز دهم تعزیه امام حسین (ع) اجرا می شود . تعزیه امام حسین(ع) در روز عاشورا
قبلا،قبل از ظهر اجرا می شد، ومعمولا تا یکی دو ساعت از ظهر رفته تمام می شد .
لیکن چند سالی است، به دلیل:
اهمیت دادن به مراسمات دیگر از جمله زیارت عاشورا و سینه زنی دسته های عزادار ،
و نماز اول وقت ظهر عاشورا، اجرای تعزیه به بعد از نماز ظهر و عصر موکول می شود .
از مشهورترین تعزیه خوان ها که دارفانی را وداع گفته اند می توان از :
مرحوم نایب آقا میر شجاعی مرحوم سید آقا میر حاتمی
مرحوم سید ابوالفضل نظام الدینی مرحوم احمد شجاعی
مرحوم کربلاعلی آقا حاج بابائی مرحوم آقا جمشید میرشجاعی
مرحوم حاج عقیل میرقائمی مرحوم حاج فرج الله باقری
مرحوم سید احمد سلطانیان مرحوم سید اسماعیل میر شجاعی
مرحوم سید عباس حسینی نژاد مرحوم سید نصرالله سلطانیان
مرحوم ملا عباس ملاباقری مرحوم سید عباس صدر
مرحوم حاج آقا سید میرشجاعی
مرحوم حاج سید قاسم سلطانیان
نام برد، که عمر پربرکت خویش را در خدمت به مجالس عزای امام حسین(ع) سپری
نموده واکنون اسیر خاکند . شادی روحشان صلوات.
تعزیه خوانهافعلی :
آقای علی باقری حاج محمد علی ملاباقری
آقای داود ملا باقری آقای محمدرضا باقری
آقای حسین میررحیمی آاقای مهدی عبدالصمدی
آقای امیر شجاعی آقای احمد شجاعی
آقای سید رضا میر شجاعی آقای داود حاج بابائی
سید خسرو میرزارضائی آقای خلیل باقری
آقای مهدی میرشجاعی آقای اسدالله باقری
سید عباس میرزارضائی آقای داود میرشجاعی
آقای سید محمودسلطانیان آقای سعید وکیلی
آقای سید محمد میر طاهری آقای حسین باقری
آقای داود شریعتی(یا حسین) آقای حاج ناصر باقری
سید اکبر میرزارضائی آقای امیر زینعلی
سید حسین میر جعفری آقای محمد وکیلی
حاج سید حسین میرشجاعی آقای داود آزادی
آقای عباس زینعلی آقای امیر زینعلی
گروه موزیک : آقای عباس زینعلی آقای روح الله باقری آقای محسن باقری
سید حسن سید ابراهیمی سید حسین سید ابراهیمی
زیارت عاشورا :
هر شب پس ار اقامه نماز مغرب و عشاء زیارت عاشورا توسط مداحان خوانده میشود.
وهمچنین صبح ها بعداز اقامه نماز جماعت درمسجد جامع (امام خمینی ره ) مراسم
خواندن زیارت عاشورا برگزار میشود. و پس از خواندن دعا. شرکت کنندگان صبحانه را
در همان محل صرف میکنند میزبان خانواده حبیب زاده میباشند .
سخنرانی:
یکی از اعضای انجمن اسلامی گزارش سالیانه و خواندن اشعار ومدیحه سرایی در باب
امام حسین(ع) و یارانش برای کسانی که در طول سال از دنیا رفته اند دعا ،و یاد آنها
راگرامی می دارند .در پایان این مراسم دعا ونیایش می شود .
عزا داری در روزهای هشتم و نهم و دهم :
روز هشتم صبح ساعت 8 یا 9گروه سینه زنی به همراه دسته حسینی ها و دو نخل،
یکی بزرگ و یک نخل کوچک از جلوی حسینیه با گروه طبل و شیپور در مسیر حسینیه
به محله ی بالاحرکت می کند این روز اولین روز عزا داری گسترده دردهه محرم است .
طبق یک سنت قدیمی ،خانوادهائیکه در مسیر این کاروان قرار دارند، برای حسینی ها
آجیل محلی وکله قند و پول هدیه می دهند.
دسته حسینی ها که تقریبا مسن سال هستند و جلوی نخل اهسته حرکت می کنند،
این ابیات را ملایم تکرار میکنند :
حسینم وای حسینم وای حسینا اگر کشتن چرا ابت ندادند و..
همچنین بعضی افراد در مسیر گوسفند قربانی میکنند و یا نذریها دیگری از قبیل کیک،
شیر و شربت و آش و تنقلات دیگر....... که با آنها از عزاداران پذیرائی می کنند.
عزاداران از تخت کاروانسرای قدیم (مغازه های علی آقای امینی فعلی ) عبور و در مسیر
خیابان عاشورا به سمت غرب حرکت کرده تا به میدان شهید نورائی میرسد . و از انجا
به سمت میدان آزادگان ودر ادامه به سمت چل برآق و رسیدن به حسنیه حرکت میکنند.
دسته سینه زنی در مسیری که طی میکند چندین بار توقف کامل دارد.
تا مداح همراه عزاداران، برای گذشتگان آن محل طلب مغفرت کند و با ذکر مصائیب
امام حسین(ع) و دعا برای شفای مریضها و نیازمندان مراسم ادامه می یابد
دسته سینه زنی بیشتر در این نقاط توقف دارد ،تخت کاروانسر ا، تخت جوشکاری،
میدان شهید نورائی ، میدان آزادگان(گله گاه) ، و پیش خانه مرحوم عزیز خان شجاعی،
{(در گذشته در فصل بهار و تابستان، دسته و نخل را به سمت باغات وردیان و یا گرگين
میبردند و مراسم تعزیه را در یکی از باغها اجرا می کردند). لیکن امروز ه دیگر اینطور نیست}
گروه عزاداران که به حسینیه برمیگردند ظهر است. با اقامه نماز و صرف ناهار،
مراسم تعزیه اجرا می شود.تا غروب آفتاب و یک استراحت کوتاه برای مردم عزادار،
مراسم شب تاسوعا،با اقامه نماز جماعت مغرب و عشا ء وذکر حسینی ها و
زیارت عاشورا سخنرانی روحانی محترم و سینه زنی گروه سینه زنی که از محل
مسجد جامع به طرف حسینه حرکت میکنند وپس از طی مسافت مسجد امام
تا حسینیه،مقداری هم سینه زنی در حسینیه ادامه پیدا میکند.
و اواخر شب مراسم پایان میپذیرد .
روز نهم(تاسوعا)صبح ساعت 8 یا 9گروه سینه زنی به همراه دسته حسینی ها
و دو نخل یکی بزرگ و یک نخل کوچک(براي بچه ها) ، از جلوی حسینیه با گروه
طبل و شیپور در مسیر حسینیه به طرف امامزاده هادی فرزند موسی بن جعفر،
قبرستان قاهانیها در روستای همجوار (جمیزقان) حرکت میکنند
{حرکت عزاداران برعکس روز گذشته که به محله ی بالا رفته بودند امروز از وسط
روستا وقسمت های از پائین روستا را شامل می شود}
خانوادهائیکه در مسیر این کاروان قرار دارند برای حسینیه ها اجیل محلی و.....
و پول هدیه می دهندو بعضی افراد در مسیر گوسفند و گاو یا گوساله قربانی میکنند.
(شخصی که گاو قربانی میکند گوشت انرا برای غذای ظهر عاشورا میدهد)
معمولا عزاداران این روز از روز قبل بدلیل تعطیلی بیشتر است .عزاداران پس از عبور
از میدان عاشورا( ابتدای ورودی به قاهان ) پس طی مسافتی، حدود دو یا سه کیلومتر
به امامزاده هادی میرسند.
عزاداران روستای جمیزقان با آب جاروب کردن محل ورودعزاداران و با ذبح گوسفندان زیاد
و ذکر:
سینه زنان شاه دین خوش آمدید خوش آمدید اجرء شما با شاه دین خوش آمدید خوش آمدید
تا اخرین نفر از عزاداران استقبال میکنند .وپشت سر آنها وارد محوطه صحن امامزاده
میشوند که مراسم با سخنرانی روحانی محترم و سینه زنی عزاداران قاهانی و
جمیزقانی به اوج خود میرسد معمولا این روز بیشتر از دلاوریهای سقای کربلا،
ابوالفضل العباس (ع)خوانده می شود . پس از پذیرائی و دعا و نیایش وطلب مغفرت،
برای گذشتگان عزاداران محل را به مقصد حسینیه قاهان جهت اقامه نماز و صرف ناهار
ترک میکنند .
ضمن اینکه در همان روستا ی جمیزقان هم ناهار نذری میدهند لیکن قاهانیها برمیگردند .
با اقامه نماز و صرف ناهار مراسم تعزیه اجرا می شود. تعزیه حضرت عباس را این روز
اجرا میکنندو تا غروب افتاب طول میکشد، مخصوصا روزهای زمستان که کوتاهتر است .
اقامه نماز جماعت مغرب و عشا ء وذکر حسینی ها و سخنرانی روحانی محترم
و سینه زنی گروه سینه زنی که از محل مسجد امام به طرف حسینیه حرکت می کنند
وپس از طی مسیر مسجد امام تا حسینیه مقداری هم سینه زنی در حسینیه
ادامه پیدا میکند ومعمولا در این شب سخنرانی و عزاداری طولانی تر است .
و اواخر شب مراسم پایان میپذیرد .
روز دهم ( عاشورا حسینی)
امروز عاشوراست یا محشر کبری
گروهای سینه زنی به همراه حسینی ها نیز به همراه نخل ...... به سمت میدان عاشوراحرکت میکنند وضمن گذر از محلها و کوچه ها که تقریبا روز قبل از آن عبورکردند(باکمی تغییرمسیر) عبورمیکنند و ضمن سینه زنی و پذیرائی برای آمرزش گذشتگان آن محل فاتحه قرائت می کنند در ادامه عزاداران به محلی به نام میدان عاشورا{سرقبرستان (دیگر از قبرستان خبری نیست)} میدان ورودی به روستا "بنام"( میدان عاشورا )میرسند.
عزاداران در این محل تجمع میکنند و زیارت عاشورا توسط مداحان یا روحانی محترم قرائت میشود. ودیگر اینکه روضه خوانده می شود. که بسیار گیرا وجالب است .
در این مراسم سینه زنان وزنجیر زنان باشور و هیجان بر سر وسینه می زنند .
و عزاداران از محله ی پائین به سمت حسینیه برمیگردند و تقریبا مسیر سینه زنی امروز
کوتاه تر است نسبت به روز های قبل است . امروز اوج حضور مردم در مراسم عزا داری است .
و چون اجرا تعزیه را زودتر شروع میکنند نسبت به روزها قبلی زودتر تمام میشود .
و مراسم شام غربیبان تقریبا با کاهش یکباره جمعیت روبرو می شویم .
چون بیشتر عزاداران به تهران یا قم برمیگردند
نکات منفی عزداریها :
1- عزا داری فقط تا شب یازده محرم برگزار می شود .
2- تعزیه هائی که اجرا می شود بعضی از آنها با تحریف همراه است که کسی اصلاح
آنرا انجام نداده است و فکر می کنم این موضوع در بیشتر نقاط دیگر کشور وجود داشته باشد .
3- پرورش استعداها برای اجرای تعزیه ضعیف است و نو آوری ندارند و مردم با مشاهد
صحنه های تکراری از آن فاصله خواهند گرفت امروزه ارتباطات باعث می شود مردم اجرای
تعزیه های خوب در دیگر نقاطکشور را با این مراسمات مقایسه کنند که خوب جواب نمی دهد .
مزیتهای:
از مزیتهای عزاداری در سالهای اخیر:
*عدم استفاده از علامت در مراسمات است که امروزه در سطح شهرهاو .. استفاده می شودکه پایه و اساس مذهبی ندارد .
*دوم اطعام عزادارن است که از روز اول تاپایان روز دهم صبح ظهر و شام توسط بانیانی صورت می پذیرد در روزهای اول محرم حدود 300نفر و در روزهای پایانی تاسوا و عاشورا حدود 2000 نفر است که اسامی بانیان باضافه برنامه غذای ان را در همین نوشتار ذکر خواهم کرد
*اقامه نماز جماعت است که انجام می شود .
*خواندن زیارت عاشورا درمراسم سینه زنی صبح عاشورا درسرقبرستان (میدان عاشورا)
*اقامه نماز جماعت ظهر عاشورا (قبلا توجهی به نماز سر وقت نمی شد )
*ذکر پای منبر است که این ذکر را بعد از اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء و آماده شدن مردم برای شنیدن سخنرانی واعظ خوانده می شود.لازم بذکر است که این ذکر قبلا هم خوانده میشد
{( تقریبا افراد خاص ). تا حدودی محدویت برداشته شده است }.
مسئول تامین لباس، چکمه و دستکش اشپزها و چایخانه : حاج ولی الله میر صادقی
مسئول اشپز خانه: آقای حاج ناصر باقری
مسئول توزیع غذا : حاج سید امیر میرجعفری
سر اشپز ها :حاج غلامعلی حاج بابائی سید رضا حاج بابائی حاج محمد میر محمدی
کمک اشپزها:مهدی میرشجاعی، رضا شجاعی،احمد میر شجاعی، آقاعبدالله میر محمد علی
مسئول انبار تغذیه : سید قاسم شریعتی
مسئول انبار گاز : آقا داود امینی
مسئول پشتیبانی گاز: سید نورالدین شریعتی
مسئول تاسیسات حسینیه : آقا داود امینی
چایخانه حسینیه : حاج ابوالفضل فرهاد خانی حاج مرتضی خلج آقای قاسم باقری
سید محمد علی میر صادقی (شهاب)
سقای حسینیه : حاج علی آقای عسگری
مسئول هماهنگی برنامه های روزهای هشتم و نهم ودهم برای سینه زنی:
حاج سید جعفر میرشجاعی
مسئول بلند گو و حمل ان با ماشین برای سینه زنان : اقای حمید میر محمد علی
مسئول هماهنگیها لازم در طول سال: انجمن اسلامی حجت بن الحسن ( عج)
و هئیت امنای حسینیه
اعضاء انجمن اسلامی:سید مهدی مقیمی سید محمد میرطاهری
حاج آقا مجتبی خلج حاج سید رضا مقیمی
حاج سید جعفر میرشجاعی
اقای داود امینی اقای عباس میرحیمی
حاج سید حسین مقیمی اقای ابوالفضل شریعتی
فیلمبردار مراسمات :آقای علی فرهاد خانی
میزبانی وعدهای غذائی(بانیان) دهه اول محرم در قاهان
|
شام |
ناهار |
هجري قمري |
تاريخ هجري شمسي | |
|
اقای قاسم باقری و فرزندان |
xxxxxxxxxxxxx |
30/12/1427 |
30/10/1385 | |
|
حاج سید عظیم میرطاهری |
حاج سید محمد وکیلی |
1/1/1428 |
1/11/1385 | |
|
اقایان امینی |
ورثه مرحوم حاج علی امینی |
2/1/1428 |
2/11/1385 | |
|
اقای سید بهرام میرصادقی |
خانواده اسماعیل بیگی |
3/1/1428 |
3/11/1385 | |
|
اقایان باقری |
اقای سید خسرو میرزارضائی |
4/1/1428 |
4/11/1385 | |
|
اقایان میرشجاعی |
اقای سید سعید میرشجاعی |
5/1/1428 |
5/11/1385 | |
|
ورثه مرحوم کربلائی آ سید موسی شریعتی |
ورثه مرحوم حاج احمد باقری |
6/1/1428 |
6/11/1385 | |
|
اقای حاج مرتضی سلطانی |
اقایان فرهاد خانی |
7/1/1428 |
7/11/1385 | |
|
ورثه مرحوم سیدفخرالدین شریعتی(یاحسین) |
اقایان ناصر و مسعود شجاعی |
8/1/1428 |
8/11/1385 | |
|
خانواده مرحوم نادر سلطانیان |
اقای محسن شجاعی |
9/1/1428 |
9/11/1385 | |
|
انجمن اسلامی |
حاج حسین و جاج حسن میرقائمی |
10/1/1428 |
10/11/1385 | |
|
صبحانه در ایام فوق بعد از نماز و دعا صبح در مسجد جامعه (امام خمینی ره)توسط : خانواده محترم حبیب زاده | ||||
|
اسامی بانیان |
مناسبتهای سال1428 قمری | |||
|
حاج ابراهیم فرهادخانی |
اربعین سیدالشهد اء | |||
|
حاج علی امینی |
رحلت رسول اکرم (ص)و شهادت امام حسن مجتبی | |||
|
حاج سید حسن میر شجاعی |
شهادت حضرت امیرالمومنین(ع) | |||
|
اقایان فرهادخانی |
بیست وسوم ماه مبارک رمضان | |||
|
اقای امیر عبدالصمدی |
شب شهادت حضرت زهراء(س) | |||
|
سادات بزرگوار قاهان |
عید غدیر خم (عید ولایت ) | |||
یارب الحسین (ع)
ابو هارون مکفوف گوید :
نزد حضرت صادق (ع ) بودم . فرمود ای اباهارون برای من از مرثیه حسین(ع) شعر بخوان .
من شروع به خواندن کردم، فرمود نه اینطور، آنچنان که برای خود می خوانید یعنی به آهنگ مرثیه رقت آور، نه اینطورساده .
پس شروع کرد م به خواندن .گوید حضرت گریست و فرمود : باز بخوان . من شروع کردم به خواندن قصیده ای دیگر سپس حضرت بگریست، و ناله زنان را از پشت پرده شنیدم و چون فارغ شدم فرمود :
ای« ابا هارون»
هرکس در رثای حسین(ع ) شعری بخواند و خود بگرید و پنج نفر را بگریاند بهشت بر او ثبت گردد، و هرکس نزد او یادی از حسین(ع ) شود و از دیده اش به اندازه بال مگس اشگ بیرون آید پاداش او بر خداوند عزوجل لازم باشد و راضی نشود برای او جز بهشت
.(ترجمه ثواب الاعمال ص 190)
یعلی عامری گوید :رسول خدا(ص) را به طعامی دعوت کردم . در راه، حسین (ع ) را مشاهده نمود که با کودکان به بازی مشغول بود . پیامبر (ص) دربرابر مردم ایستاد و دستان خود را گشود و حسین(ع ) خود را با شتاب به آغوش حضرتش افکند . رسول خدا (ص) با او شروع به خندیدن نمود تا آنجا که او را گرفت و یک دست زیر چانه و دست دیگر بر پشت گردنش نهاد و دهان بر دهان وی گذاشت و او را بوسید .
انگاه فرمود :
«حُسَيْنٌ مِنّى وَ أَنـَا مِنْ حُسَيْن، أَحَبَّ اللّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً، حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الاَْسْباطِ.»; .
حسین از من است و من از حسینم . خداوند، هرکس حسین را دوست بدارد، دوست میدارد .
برخود وظیفه دانستم که با توجه به کلمات نورانی ذکر شده و اهمیت این مساله برای شیعیان ان حضرت و مطالب کامل و خلاصه ارائه شده در سال قبل راجع به اتفاقات ومسائل روز عاشورا و شهادت حضرت و اصحاب و یاران و فرزندانش امسال دلها را متوجه به عشق و محبت به سید سالار شهیدان نمائیم وبا بیان نکات بسیار زیبا دلها و قلبهایی شما عاشقان حسینی را به زلف کمند یار گرهی بزنیم باشد که مورد لطف درگاه احدیت و محضر مقدس امام زمان (عج) و حضرت سید الشهدا قرار گیرد (انشاالله )
گریه حضرت ادم بر امام حسین (ع )
صاحب کتاب درّالیمین در تفسیر ایه مبارکه 37 سوره بقره میفرماید : آدم درساق عرش چند کلمه را دید. جبرئیل او را بیاموخت که بدان کلمات که اسماء پیغمبر وآل پیغمبربود پناهنده شود و بدین گونه سخن گوید :
خدا را به این کلمات سوگند داد، چون به نام حسین(ع) رسیده آتش از قلبش برانگیخت و آب از چشمش ریخت گفت :ای جبرئیل چه شد که در ذکر حسین (ع) قلب من اتش گرفت و اشک چشم را جاری ساخت جبرئیل گفت : این فرزند تو به مصیبتی بزرگ گرفتار می شود که همه مصیبتها در نزد آن کوچک باشد . گفت ای برادر آن کدام است ؟ گفت: کشته می شود در حالتی که تشنه باشد وبی کس باشد و تنها و غریب باشد. ای آدم او را می بینی در حالی که می گوید « واعطشاه... » تا زمانی که از تشنگی چشمش چنان تاریک میشود که آسمان را نمی تواند ببیند . وهیچ کس او را جواب نگوید ، الا با زبان شمشیر و شراب مرگ سر او را به نیزه می کنند و در شهرها می گردانند و اهل بیت او را اسیر میگیرند .
چون این سخن به پایان رفت آدم و جبرئیل چون مادر بچه مرده گریستند .
(ناسخ التواریخ ج 1 ص 275)
امام صادق(ع) و سفارش گریه بر امام حسین (ع )
امام ششم فرمود : ای مسمع تو اهل عراقی آیا بر سر قبر حسین(ع) می روی ؟
عرض کردم:نه، اهل بصره مرا می شناسند و هواخواهان خلیفه و دشمنان بسیاری از ناصبی های قبایل ودیگران گرد من هستند .می ترسم خبرش را به خلیفه بدهند .فرمود : یاد مصیبتهای او را نمی کنی؟
عرض کرد: چرا . فرمود دل آزرده می شود؟ عرض کردم .آری، به خدا گریان می شوم تا خاندان من از چهره ام سوز دلم را می نگرند و دیگر نمی توانم چیزی بخورم و از رخسارم پیداست .
امام فرمود :
خدا بر اشکت رحمت کند . توازآنانی که برای آزردگی ما آزرده میشوند و در شادی ما شادمانند ودرغم ما غمناکند و با ما در خوف و امنیت شریکند . هنگام مرگ، اجداد مرا دریابی، که سفارشت را به ملک الموت میکنند و مژده ای که چشمت را روشن کند به تو بدهند، پیش از انکه بمیری، و ملک الموت از مادر نسبت به فرزند خود بر تو دلسوز تر و مهربانتر باشد .کسی که برای ما دلسوزی کند و بگرید بر آنچه کشیدیم ،هنوز اشک دیده اش نریخته خدایش رحمت کند و اشکی که به گونه اش روان شود، اگر یک قطره اش در دوزخ افتد آن را چنان خاموش کند که سوزش نداشته باشد و آن که برای ما داغدارباشد هنگام مرگ ما راکه بیند چنان شاد شود، که شادی از دلش نرود، تا بر سر حوض به ما رسد.
(نفس المهموم ص12)
امام حسن عسکری(ع) و ارزش اشک برای امام حسین(ع)
در تفسیر امام حسن عسکری(ع) است که خداوند صلوات و رحمت میفرستد بر گریه کنندگان حسین(ع) و ملائکه را می فرستد که اشک ایشان را در شیشه ها ضبط می کنند و تسلیم خُزََّّان بهشت میکنند و روز قیامت به ماء حیوان بهشت ترکیب می نمایند و طعم ان هزار برابر میشود و براتش جهنم می پاشند و اتش فرسخ ها از گریه کننده ها دورمی شود (کبریت احمد ص 57)
حضرت ایت ا.. العظمی نجفی و عزاداری امام حسین(ع )
فرازهایی از وصیت نامه ایت ا..العظمی مرعشی نجفی که به فرزند خود سید محمود مرعشی نجفی است. سفارش می کنم به او : دستمالی راکه اشکهای زیادی در رثای جدم حسین مظلوم، و اهل بیت مکرٌ م او ریخته و صورت خود را با آن پاک کردم بر روی سینه در کفنم بگذارند . سفارش میکنم که جنازه مرا روبه روی مرقد مطهر بی بی فاطمه معصومه(س) قرارداده و در این حال یک سر عمامه ام را به ضریح مطهر و سر دیگر را به تابوت بسته به عنوان دخیل و در این هنگام مصیبت وداع مولای من حسین مظلوم وبا اهلبیت طاهرینش رابخوانند. سفارش می کنم که جنازه مرادرحسینیه ای که تاسیس کرده ام ( برای عزای
جدم)، قراردهید و همین عمل بستن عمامه را تکرار کنند، بدین ترتیب که یک سرآن را به منبر سیدالشهداء و سر دیگررا به تابوتم بسته و همان گونه مصیبت وداع را بخوانند.
(وصیتنامه الهی حضرت ایت ا..العظمی مرعشی نجفی ص 20)
مقبل مداح امام حسین(ع) میگوید : من خیلی عاشق زیارت قبر امام حسین(ع ) بودم، یکی ازتجاربه من گفت من تو را به خرج خود کربلا میبرم .یک کاروانی ترتیب دادند و حرکت کردیم . ولی در بین راه سارقها ریختند و کاروان ما را سرقت کردند و من دلشکسته به گلپایگان برگشتم، یک حسینیه ای بود، دران حسینیه مشغول عزاداری شدیم، تا شب عاشورای حسینی ، شب عاشورا، را گریه کردیم و سینه زدیم ، روضه خواندیم، سپس من خوابیدم،در خواب دیدم که مشرف شده ام به صحن و سرای اباعبدالله الحسین(ع) اما یک عده خادمهایی که لباس سفید مخصوص دارند.مامور انتظاماتند . من آمدم در حرم اباعبدالله ، دیدم یکی از خدام دست مرا گرفت و گفت مقبل صبر کن . گفتم آقا این درخانه مولای من است . چرا دستم را گرفتی ؟ من عاشق حسینم. می خواهم بروم به زیارت قبرش . یک نگاهی به من کرد و گفت مقبل،آرام بگیر.
حرم را خلوت کرده اند ،مادرش فاطمه زهرا به زیارت قبرش آمده است . مقبل می گوید: من این حرف را شنیدم برگشتم توی صحن دیدم در دهلیز وسط صحن یک مجلسی است، یک گروه با وقار، یک عده مردم نورانی نشسته اند، من هم همان دم درنشستم،طولی نکشید دیدم یک شخصیتی که او خورشید است و دیگران ستاره، وارد شد.زیربغل هایش را گرفته اند. قامتش خمیده وهمه بلند شدند و او را صدر مجلس جا دادند. سوال کردم این اقا کیست؟ گفتند:خاتم پیامبران است پیغمبر فرمود: دیدید حسین را کشتند. پیامبر(ص) سررا بلند کرد و فرمود: محتشم را بگوئید بیاید و برای ما روضه بخواند. گفت دیدم یک پیرمرد قد کوتا عمامه زولیده، محاسن انبوه آمد جلو،عرض ادب کرد و یک منبر از نور گذاشتند. پیغبر فرمود: برو بالا،
پله اول ، دوم .. تا پله نهم ایستاد .من گفنم حالا این دوازه بند شعر که گفته از کجایش شروع میکند، دیدم شروع کرد به خواندن این شعر :
کشتی شکسته خورده طوفان کربلا در خاک و خون فتاده به میدان کربلا
از اب هم مضایقه کردند ک وفیانخوش داشتند حرمت مهمان کربلا
همه گریه کردندد . پیغمبر رو کرد به انبیاء و فرمود دیدید حسینم را لب تشنه کشتند و آبش ندادند؟
محتشم خیال کرد دیگر بس است و ساکت شد. یک وقت پیغمبر فرمود:محتشم روضه بخوان، دلهای ماعقده دارد .
دیدم محتشم عمامه اش را زمین زد .از بالا منبر به پیغمبر عرض کرد، یا رسول ا... اینجا را نگاه کن .
اشاره کرد به گودی قتلگاه.
این کشته فتاده به هامون حسین توست این صید دست و پاه زده در خون حسین توست
یک وقت دیدم ملائکه دویدند گفتند محتشم بس است، پیغمبرازحال رفت .پیغمبر را به هوش اوردند. پیغمبرعبایش را برداشت با دست خودش بر دوش محتشم انداخت .
مقبل می گوید :دل من شکست. با خودم گفتم من هم مداح حسینم .چرا رسول خدا به من هیچ نفرمودند؟اما به محتشم عبا دادند. ازمجلس انبیاء بیرون آمدم .هی برمی گردم یک قدم پشت سرم را نگاه می کنم . اشکهای من جاری شد . خدایا حسین(ع) حلقه غلامی به گوش من نکرده است . در این حال دیدم یکی از خدام از توی حرم می دود، صدا زد : مقبل، مادرش زهرا(س) فرمود: مقبل برایم روضه بخواند .
مقبل میگوید : من اول منبر ایستادم و این شعر را خواندم :
هوا ز جور مخالف چوقیرگون گردید عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی زصدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
یک وقت گفتند مقبل بس است. فاطمه زهرا (س) روی قبر حسین(ع) ازحال رفت .
(گفتار وعاظ ج 4)
اثر عزاداری امام حسین (ع )
سید جلیل دکتر اسماعیل مجاب (دندان ساز)عجایبی از ایام مجاورت در هندوستان که مشاهده کرده بود نقل می کرد ازان جمله می گفت: عده ای از بازرگان هندو (بت پرست)به حضرت سیدالشهداء معتقد وعلاقمندند و برای برکت مالشان در سال مقداری از سود خود را درراه آن حضرت صرف می کنند .بعضی ازانها در روز عاشورا شربت و ... درست میکنند . بعضی مبلغی که راجع به آن حضرت است را به شیعیان میدهند تا در مراکز عزاداری صرف نمایند یکی از آنها عادتش این بود که همراه سینه زنها حرکت می کرد و با انها سینه میزد .چون مُرد. بنا به رسوم مذهبی خودشان بدنش را به اتش سوزانیدند تا تمام بدنش خاکسترشد، جزدست راست و قطعه ای از سینه اش که آتش ان دو عضو را نسوزانده بود . بستگانش ان دو عضو را نزد شیعیان آوردند. گفتند این دو عضو را جع به حسین(ع) شماست . آری جایی که اتش جهنم که قابل مقایسه با اتش دنیا نیست به وسیله امام خاموش می گردد .پس نسوزاند اتش دنیوی به واسطه آن حضرت، جای تعجب نیست.
(داستانهای شگفت انگیز شهید دستغیب )
ثواب سلام بر حسین (ع )
در حضور یکی از امامان معصوم سخن از فضایل و پاداشهای بسیار عبادت در یکی از شبهای مقدس به میان آمد . شخصی درآنجا حضورداشت آهی کشید و گفت :«واغفلتاه» آن شب گذشت و من غافل بودم و عبادت در آن شب رافراموش کردم . امام به او فرمود :پاداش تو ازهمه کسانی که در ان شب به عبادت مشغول بودند بیشتراست، زیرا دیدم آب نوشیدی و سپس به یاد تشنه امام حسین(ع) افتادی و گفتی، سلام بر حسین و لعنت بر قاتلان او باد. (صاحب دلان ص 190)
داود بن کثیری رقی روایت کرده که در خدمت جناب امام صادق(ع) بودم که آب طلبید، چون آشامید دیدم اشک از چشمهای ان حضرت روان شد و فرمود :هرکس اب بیاشامد و یاد کند حسین را و لعن بر قاتل او کند خدا صد هزار حسنه برای او نویسد و صدهزار سیئه از اومحو کند و صد هزاردرجه بر اومنظور کند و گویا صد هزار بنده آزاد کرده و خدا او را درروز قیامت با روی سفید محشورمیکند
(اربعین حسینی ص 184)
مرحوم حاج شیخ مهدی مازندرانی در کتاب آثارالحسین نوشته در مازندران ، یک نفر بود به نام ملاعباس چاوش . او هر سال یک پرچم می گرفت روی دست و به طرف کربلا می رفت یک مشت مردم هم به دنبال او به کربلا می رفتند .او میگوید یک سال تصمیم گرفتم کربلا نروم .چون یک گرفتاری داشتم. یک عده از جوانهای اطراف آمدند و گفتند ملا عباس برویم کربلا . گفتم یک گرفتاری دارم ،خلاصه گرفتاریش را برطرف کردند. ملا عباس پرچم را برداشت وگفت هرکه دارد هوس کرببلا بسم ا...
ملاعباس به راه افتاد، جمعیتی ازمردم هم با او راه افتادند .ازشهرها گذشتنند تا رسیدند نزدیکی های کربلا و درمنزلگاهی منزل کردند . دورهم سرشب نشستند یک وقت ملاعباس گفت رفقا امشب چه شبی است؟ گفتند شب جمعه.گفت رفقا آن چراغها رامی بینید؟گفتند آری: گفت انها چراغهای گلدسته های حرم امام حسین(ع) است . رفقا یک منزل بیشتر نمانده میدانم خسته و مانده و ناراحتید اما بیایید چون شب جمعه است این یک منزل دیگر هم را برویم . شب جمعه یک زیارتی از امام حسین(ع) بکنیم، همراهان قبول کردند و راه افتادند . ان وقت ها هتل و مسافرخانه نبوده است، کاروانسرهایی بود.
انها با اسب و مرکب های خود شان داخل یک کاروانسر رفتند و اسبهایشان را گذاشتند.
ملاعباس گفت تا صبح نشده برویم حرم همه آمدند و وارد حرم شدند جوانها آمدند و دورش را گرفتنند و گفتند ملاعباس.آن شبهای جمعه که ما درمازندران بودیم تو نوحه می خواندی و ما برای امام حسین (ع)
سینه میزدیم. حالا چرا نوحه نمی خوانی؟ گفت چشم ملاعباس می گوید من با خودم گفتم می روم توی حرم زیارت می خوانم برایشان، بعد می روم بالاسرامام دفترچه نوحه ام را باز می کنم هر نوحه ای که آمد همان را میخوانم . گفت آمدم بالا سر امام حسین(ع) دفترچه ام را در آوردم بازکردم، دیدم نوحه علی اکبر آمد. نوحه حضرت علی اکبرخواندم یک عده جوان و سفر اول و داخل حرم امام حسین(ع) شب جمعه چه حالی پیدا کردند .گفت رفقا بس است برویم استراحت کنیم . همه را آورد. گفت خسته بودیم، دراز کشیده ،خوابمان برد. ملاعباس می گوید. درعالم خواب دیدم کسی در سرا را میزند بلند شدم ، آمدم ببینم کیست .دیدم غلام سیاهی است سلام کرد. به من گفت ملاعباس چاوش شمائید؟گفتم بله. گفت اقا فرمودند به رفقا بگویید مهیا بشوید.ما می خواهیم به دیدن شما بیائیم،
گفتم اقا کیست؟
گفت همان اقایی که این همه راه به عشق و علاقه او آمدی. گفتم امام حسین(ع) ؟ گفت آری. گفتم امام حسین (ع )می خواهد بیاید اینجا؟گفت آری .گفتم کجاست ، ما میرویم پا بوسش گفت نه. فرموده من می آیم.
ملاعباس میگوید، در عالم خواب رفقا را خبر کردم و همه مودب نشستیم . طولی نکشید در سرا باز شد. مثل اینکه خورشید طلوع کند. آقا تشریف فرما شدند، خواستیم از جا برخیزیم ،اقا اشاره کرد بنشینید، شما خسته اید تازه از راه رسیدید . راحت باشید، یک یک احوال ما را پرسید. فرمود :ملاعباس ،عرض کردم بله. فرمود می دانی چرا امشب اینجا آمده ام؟ عرض کردم نه اقا. فرمود : سه تا کار داشتم . عرض کردم چیست اقا جان؟ فرمود: بدان اول هرکس زائر ما باشد به دیدنش میرویم. دوم شبهای جمعه وقتی مازندران جلسه دارید یک پیر مردی دم در می نشیند و کفشها را درست میکند .سلام مرا به او برسان . سوم آمدم به تو بگویم اگر دومرتبه شب جمعه به حرم آمدی و خواستی نوحه بخوانی نوحه علی اکبر نخوان. عرض کردم چرا نخوانم؟ مگر بد خواندم ؟ غلط خواندم ؟ فرمود نه صدا زد ملاعباس مگر نمی دانی شبهای جمعه مادرما فاطمه(س) به کربلا می اید .
حاج محمد علی یزدی که مردی فاضل صالحی بود، در یزد که دائما مشغول اصلاح امر آخرت خود بود و شبها در مقبره ای خارج از یزد که در آن جماعتی از صلحا مدفونند ، و معروف است به « مزار» بسر می برد. و او را همسایه ای بود که در کودکی با هم بزرگ شده و درنزد، یک معلم میرفتند تا آنکه بزرگ شده و شغل عشاری پیش گرفت ، تا آنکه مُرد، و در همان مقبره نزدیک محلی که آن مرد صالح بیتوته
می کرد. او را دفن کردند. پس او را در خواب دید، پس از گذشتن کمتر ازماهی، که درهیئت نیکویی است. پس به نزد او رفت و گفت. من میدانم مبداء ومنتهای کار تو و ظاهر و باطن تو را و نبودی ازآن که احتمال رود باطن ایشان نیکی باشد و شغل تو مقتضی نبود ، جز عذاب را. پس به کدام عمل به این مقام رسیدی؟ گفت: چنان است که گفتی و من در اشد عذاب بودم .از روز وفات تا دیروز که زوجه استاد اشرف حداد فوت شد و در این مکان او را دفن کردند (واشاره کرد به موضعی که قریب صد ذراع از او دور بود ) و در شب وفات او حضرت ابی عبداله الحسین(ع) سه مرتبه او را زیارت کرد و در مرتبه سوم امر فرمود: به رفع عذاب از این مقبره پس حا لت ما نیکو شد و در سعه و نعمت افتادیم .
پس از خواب متحیرانه بیدار شد و حداد را نمی شناخت و محله او را نمی دانست . پس در بازار حدادان از او تفحص کرد و او را پیدا نمود. از او پرسید برای تو زوجه ای بود؟ گفت آری دیروز وفات کرد و او را در فلان مکان (همان موضع را اسم برد )دفن کردم. گفت :او به زیارت اباعبدالله رفته بود؟ گفت نه. گفت: ذکر مصائب او می کرد؟گفت: نه. گفت مجلس تعزیه داری داشت؟ گفت: نه.
آنگاه گفت چه می جویی ؟خواب رانقل کرد.گفت آن زن همیشه زیارت عاشورامی خواند.
( مفاتیح الجنان ص864)
چند حدیث اخلاقی از حضرت امام حسین (ع)
حلم زینت است و وفا پارسایی. (بحار الانوار ج 78 ص 122)
کسی که جود کند، بزرگ شود کسی که بخل کند، خوار شود. (بحار الانوار ج 78 ص 121)
هرکس گره از کار مسلمانی بگشاید خداوند در دنیا و اخرت گره از کارش خواهد گشود.
(بحار الانوار ج 78 ص 122 )
بدانید که خواسته های مردم ازشما، ازنعمتهای پروردگاراست.بنابر این ازانها ملول وناراحت نشوید.
(لمعات الحسین ص 15)
سلام هفتاد حسنه دارد، که شصت و نه ثواب ان، برای سلام کننده و یکی برای سلام دهنده است.
(تحف العقول )
مطالب فوق با همکاری عزیزان ذیل صورت گرفته است.
استخراج متن مداح اهل بیت: حاج وحید مرتضوی(داماد مرحوم سید مرتضی مقیمی)
تایپ و ویرایش و هماهنگ کننده: بختیاری
امام حسين(عليه السلام)

پرتوى از سيره و سيماى سالار شهيدان(عليه السلام)
حضرت ابى عبداللّه الحسين(عليه السلام)، دومين فرزند امام على و فاطمه زهرا(عليهما السلام) بنا بر مشهور، روز سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه بوده است.
پس از ولادت، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نام وى را «حسين» گذاشت، آن گاه او را بوسيد و گريست و فرمود: تو را مصيبتى عظيم در پيش است، خداوندا! كشنده او را لعنت كن! آن حضرت به مصباح الهدى و سفينة النّجاة و سيّد الشّهداء و ابوعبداللّه معروف است.
مسعودى مي نويسد: امام حسين(عليه السلام) مدّت هفت سال با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)بود و در اين مدّت، آن حضرت خود متصدّى غذا دادن و علم و ادب آموختن به امام حسين(عليه السلام)بود.
شدّت علاقه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به حسين(عليه السلام) به قدرى بود كه كوچكترين ناراحتى او را نمىتوانست تحمّل كند.
روزى پيامبر از در خانه فاطمه(عليها السلام) مىگذشت، صداى گريه حسين را شنيد، وارد خانه شد و به دخترش فرمود: مگر نمي دانى كه گريه حسين در من چقدر مؤثّر است، آن گاه طفل را بوسيد و گفت:
«خداوندا! من اين كودك را دوست دارم تو نيز او را دوست بدار».
حديث معروف»
«حُسَيْنٌ مِنّى وَ أَنـَا مِنْ حُسَيْن، أَحَبَّ اللّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً، حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الاَْسْباطِ.»
يعنى: «حسين از من است و من از حسينم، خداوند دوست دارد كسى را كه حسين را دوست مي دارد، حسين سبطى از اسباط است.» موردِ قبول شيعه و سنّى است.
حسين بن على(عليه السلام) مدّتِ هفت سالِ دوران كودكی اش را با پيغمبر اكرم(ص) سپرى كرد و پس از رحلت آن بزرگوار، مدّت سى سال در كنار پدرش على(عليه السلام) به سر برد و در همه حوادث پرتلاطم دوران آن حضرت حضورى پرتلاش داشت.
پس از شهادت اميرمؤمنان(عليه السلام) ده سال تمام همراه و همگام با برادر عزيزش امام حسن(عليه السلام)زندگى كرد و پس از شهادت برادر در سال 50 هجرى، به مدّت ده سال، به ارزيابى حوادث زمان پرداخت و بارها به معاويه پرخاش كرد و پس از مرگ او در برابر حكومت يزيد، شجاعانه ايستادگى و از بيعت با او خوددارى كرد، تا اين كه در محرّم سال 61 هجرى به همراه گروهى از بستگان و ياران باوفايش، در سرزمين كربلا به شهادت رسيد.
حسين بن على(عليه السلام) نمونه كامل يك انسان برجسته و متشخّص بود و نام حسين در اذهان، همراه با شجاعت و ظلم ستيزى و جوش و خروش بر ضدّ هر گونه ستم و تبعيض است.
در دوران پنج سال حكومت پدر با او همكارى می كرد و در پى چاره می گشت كه پيش از آن كه امّت، نَفَسِ واپسين را برآورد، نفحه حياتى در او بدمد و در تاريخ طرحى نو دراندازد.
سال شصتم به پايان نرسيده بود، امام حسين(عليه السلام) ديد كه مردم در مقابل برادرش امام حسن(عليه السلام) از نفس افتاده و هرچه از باقيمانده مكتب در ميانشان بوده از آنها دور گرديده و توده مردم، خود را در گلوى گشاد بنی اميّه انداخته اند. امام احساس كرد كه براى به حركت درآوردن امّت، ديگر خطابه و سخنرانى حماسى كافى نيست، بلكه بايد اراده شكست خورده امّت را به پذيرفتن فداكارى وادارد و آنان را بر ضدّ باطل بشوراند تا زمينه تحقّقِ حقّ را فراهم سازد و در اين راه، با فداكارى منحصر به فرد خود، براى حال و آينده معيارى ارزشمند و ثابت بر جاى نهاد.
هدف قيام امام حسين(عليه السلام) را به آسانى و بدون تكلّف مي توان از سخنان آن حضرت استنباط كرد.
آن گاه كه امام(عليه السلام) بر اثر تهاجم عمّال حكومت ناچار شد از مدينه خارج گردد، در ضمن نوشته ها ، هدف حركت خود را چنين شرح داد:
1- من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم. مي خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»
در اين سخن چند نكته مهمّ، شايان توجّه است:
1 ـ اصلاح امّت، 2 ـ امر به معروف و نهى از منكر،3 ـ تحقّقِ سيره و روش پيامبر و على(ع).
2 ـ آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است بار خدايا! تو مي دانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.
»در اين سخن هم چند نكته قابل توجّه است:
1 ـ برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود،2 ـ اصلاحات در همه شهرها،3 ـ ايجاد امنيّت براى مردم،4 ـ فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبّات و احكام الهى.
3 ـ در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود:« اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود. و ما اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم .»
4 ـ و نيز در مقام ديگر فرمود:
«ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى، نسبت به كسانى كه آنرا تصرّف كرده اند،سزاوارتريم.»
از اين دو بخش از سخن امام(عليه السلام) نيز به وضوح استفاده مىشود كه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مىداند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را.
بنابراين، هدف امام حسين(عليه السلام) در اين قيام ، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.
امورى كه آن حضرت به عنوان فلسفه قيامش به آنها اشاره مي كند، از قبيل:
اصلاح امّت، امر به معروف و نهى از منكر، تحقّق سيره پيامبر و على، برگرداندن علائم و نشانه هاى دين به جاى خود، اصلاحات در شهرها، امنيّت اجتماعى، فراهم ساختن زمينه اجراى احكام، همه و همه اين امور، زمانى قابل تحقّق و اجراست كه ولايت و حكومت در مجرا و مسير اصلي اش قرار گيرد و به دست امام(عليه السلام)بيفتد; لذا فرمود: «ما اهل بيت شايسته اين مقاميم نه متصرّفانِ متجاوز و جائر».
پس هدف نهايى آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى بر اساس سيره پيامبر و على بوده است; كه در پرتو آن، احكام الهى اجرا مي شود و نشانه هاى دين آشكار و شهرها اصلاح و امنيّت پابرجا و امر به معروف و نهى از منكر انجام، و سيره و سنّت پيامبر و على متحقّق، و در نتيجه كار امّت اصلاح مىگردد.
نكته شايان توجّه اين كه تلاش خالصانه براى تشكيل حكومت اسلامى كه منبع و منشأ تمام خيرات و بركات است ـ و شعبه مهّم ولايت على و آل على(عليه السلام) هم كه همان قبول حاكميّت و پذيرش تفسير آنان از دين است ـ غير از حكومت و سلطنت استبدادى و رياست طلبى و كشورگشايى بر اساس هواهاى نفسانى است كه منشأ تمام مفاسد و شُرور است.
1ـ درهم شكستن اركان مخوف دين سالارى ساختگى اُمَوى كه امويان و يارانشان سلطه سلطنتى خود را بر آن استوار ساخته بودند و رسوا ساختن حاكمان تبهكار بني اميّه كه پيوسته در صدد اِحياى نظام جاهلى بودند.
2ـ بيدار كردن وجدانهاى خفته : شهادت فجيع امام حسين(عليه السلام)در كربلا موجى شديد از احساس گناه در وجدان مسلمانانى كه او را يارى نكردند برانگيخت.
اين احساس گناه دو جنبه داشت: از يك طرف آنها را وادار مي ساخت كه گناهى را كه مرتكب شده اند با كفّاره بشويند و از طرف ديگر به كسانى كه آنها را به ارتكاب چنين گناهى واداشته بودند، كينه و نفرت بورزند. به طورى كه انگيزه قيام توّابين همان كفّاره يارى نكردن امام حسين(عليه السلام)، و انتقام گرفتن از امويان بود.
مقدّر چنين بود كه آتش اين احساس گناه، پيوسته برافروخته ماند و انگيزه انتقام از بني اميّه در هر فرصت به انقلاب و قيام بر ضدّ ستمگران منتهى گردد.
3ـ ارائه اخلاق جديد : قيام امام حسين(عليه السلام) موجب آن گرديد كه در جامعه، نوعى اخلاق بلند نظرانه پديد آيد. امام(عليه السلام) و فرزندان و يارانش در قيام بر ضدّ بني اميّه، اخلاق عالى اسلامى را با همه صفات و طراوت آن نشان دادند. آنان اين اخلاق را بر زبان نياوردند، بلكه با خون خود آن را مسجّل ساختند.
مردم عادى قبايل عادت كرده بودند كه دين و وجدان خود را به بهاى اندك بفروشند و در برابر ستمكاران گردن خم كنند تا از عطاهاى آنان بهره مند گردند.
هدف مسلمانان عادى همان زندگى روزمرّه شخصى بود و تنها به زندگانى خويش
مي انديشيدند.
در آنان، دردهاى اجتماعى تأثيرى نداشت، به قول شاعر :
از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردم بي درد ندانى كه چه دردى است!
تنها كوشش آنان اين بود كه دسترنج خويش را حفظ كنند و به توجيهات رهبران رام باشند، مبادا نامشان از فهرست حقوق بگيران حذف شود، لذا در مقابل جور و ستمى كه مي ديدند، خاموشى مي گزيدند و تمام تلاش آنها اين بود كه مفاخر قبيله اى خود را بازگو كنند و سنّتهاى جاهلى خويش را زنده سازند.
اصحاب حسين(عليه السلام) مردمى ديگر بودند كه در سرنوشت خويش با امام همراه شدند و با اين كه داراى زن و فرزند و دوستانى بودند و از بيت المال هم حقوقى دريافت مي نمودند و زندگانى نسبتاً راحتى داشتند و مي توانستند از لذّت هاى حيات برخوردار گردند، از همه اينها چشم پوشيدند و براى نثار جان در راه حسين(عليه السلام) با ستمگران به ستيز برخاستند.
براى بيشتر مسلمانان آن روز، اين نكته بسى جالب بود كه يك انسان بين زندگانى زبونانه و مرگ شرافتمندانه، مرگ با عزّت را بر زندگى با ذلّت ترجيح دهد.
براى مردم اين نمونه اى عالى و شگفت انگيز بود. چنان خصلتى وجدان هر مسلمانى را تكان مي داد و او را از خواب سنگين و طولانى راحت طلبى و فرصت طلبى و بيدار مي كرد تا زندگى اسلامى شكلى ديگر گيرد; شكلى كه سالها پيش از قيام حسين(عليه السلام)از ميان رفته بود.
قيام امام حسين(عليه السلام) پس از ديرى خاموشى، از نو موجب برانگيختن روح مبارزه جويى گرديد و اين چنين قيام حسينى و كربلاى خونين او، همه سدّهاى روحى و اجتماعى را كه مانع قيام و انقلاب مي شد، درهم فرو ريخت.
قيام حسين(عليه السلام) به مردم اين درس را آموخت كه به آنان بگويد: تسليم نشويد، انسانيّت خود را مورد معامله قرار ندهيد، با نيروى اهريمن بجنگيد، و همه چيز را در راه تحقّق آرمانهاى اسلام محمّدى(صلى الله عليه وآله وسلم) فدا سازيد.
قيام حسينى در وجدان گروه بسيارى از مردم اين انديشه را برانگيخت كه با حمايت نكردن از حسين(عليه السلام) مرتكب گناه شده اند و بايد كفّاره بپردازند و كفّاره آن جز مبارزه با حاكمان جور و ظلم و ريشه كن نمودن بنياد فاسد استبداد، چيز ديگرى نيست.
اين گونه پس از نهضت حسينى(عليه السلام)، در مكتب، روح انقلاب دميده شد و مردم در انتظار رهبرى قاطع بودند و هرگاه پيشگامِ ظلم ستيزى را مىيافتند بر ضدّ حكومت بنىاميّه دست به انقلاب مىزدند. در همه اين انقلابها، شعار انقلابيون، خونخواهى حسين(عليه السلام)بود.
انقلاب توّابين و انقلاب مردم مدينه و قيام مختار ثقفى در سال 66 هجرى و انقلاب زيد بن على بن حسين(عليه السلام) در سال 122 هجرى، نمونه هايى از ظلم ستيزى است كه همه آنها ريشه در حركت و قيام بىنظير حسينى(عليه السلام)دارد.
در اين انقلابها مسلمانان پيوسته به دنبال آزادى و عدالت بودند ـ كه حكومتكنندگان آن را خفه كرده بودند ـ و تمام اين تحرّكات به بركت تحرّك و قيام حسينى بود.
و اين گونه حسين(عليه السلام) درس حريّت و آزادگى و استقلال و ظلم ستيزى را تا دامنه قيامت به همه انسانها آموخت. سخنان حضرت ابىعبداللّه الحسين، بهترين معرّف هدف والاى آن حضرت است، از سرتاسر كلمات حضرتش نداى انسان دوستى و حريّت و عدالت و ظلم ستيزى و مقاومت در برابر جور حاكمان زر و زور به گوش مي رسد.
از ميان كلمات قدسى آن حضرت، چهل حديث را برگزيده ايم كه تقديم خوانندگان ارجمند مي كنيم.
* * *
عَنْ أَبى عَبْدِاللهِ الْحُسَيْن(عليه السلام):
1- پند امام به عالمان
ابى عبداللّه الحسين(عليه السلام) خطاب به عالمان بي عمل و تاركان امر به معروف و نهى از منكر فرموده اند:اى گروه نيرومندى كه به دانش مشهور و به نيكى مذكور و به خيرخواهى معروف و با نام خدا و مذهب در نفوس مردم، با مهابت جلوه گريد! شريف از شما حساب مي برد و ضعيف شما را گرامى مي دارد، و كسانى كه بر آنها برترى و حقّى نداريد، شما را بر خود ترجيح مي دهند، شما وسيله حوائجى هستيد كه بر خواستارانش ممتنع است، و به هيبت پادشاهان و كرامت بزرگان در راه گام برمي داريد...! و امّا حق ضعيفان را ضايع كرديد! و حقّ خود را كه به گمانتان شايسته آنيد طلب نموديد...! و با اين حال آرزوى بهشت الهى را داريد و همجوارى پيامبران و امان از عذابش را در سر مي پرورانيد!
2- اصلاح امّت، نه قدرت طلبى
در باره فلسفه قيامش فرمود :بار خدايا! تو مي دانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نيست; بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.
3- بهداشت جسم و خودسازى
اى مردم! شما را به تقواى الهى سفارش مي كنم و از (گناه كردن) در ايّامش برحذر مي دارم... در مدّت عمر به سلامت و تندرستى جسم پيشى گيريد... و از كسانى مباشيد كه بر گناه بندگان بيم دارند و خود از عقوبت گناه خويش آسوده خاطراند!
4- اقسام جهاد
جهاد بر چهارگونه است: دوتاى آن فرض، و يكى سنّت كه جز با فرض برپاداشته نشود، و ديگر جهاد سنّت. امّا آن دوتايى كه فرض است، يكى جهاد شخص با نفس خود در مقابل معصيتهاى الهى است، و آن بزرگترين جهاد است، و جهاد با كفّار كه هم مرز با شمايند فرض است. و امّا جهادى كه سنّت است و جز با فرض برپا نشود، جهاد با دشمن است، و واجب است بر همه امّت، و اگر جهاد را ترك كنند عذاب بر آنان آيد و اين عذابى است كه از خود امّت است. و چنين جهادى بر امام سنّت است و حدّ آن اين است كه امام با امّت به سراغ دشمن روند و با آنها جهاد كنند. و امّا جهادى كه سنّت مطلق است عبارت از هر سنّتى است كه شخص آن را برپا مي دارد و در برپايى و اجرا و زنده كردن آن تلاش مي كند. بنابراين، هر نوع كار و كوشش در اقامه آن از بهترين اعمال خواهد بود، زيرا كه آن زنده نمودنِ سنّت است و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)فرموده است:
«هر كه سنّت و روش نيكويى را به وجود آوَرَد پاداشش براى او خواهد بود و نيز ثواب هر كه تا روز قيامت بدان عمل كند، بدون آن كه از ثواب آنها هم چيزى كاسته شود.»
5- تباهى دنيا
امام حسين(عليه السلام) در هنگام سفر به كربلا فرمود:راستى اين دنيا ديگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت كرده، و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند و زندگي اى پست، همچون چراگاه تباه، چيزى باقى نمانده است. آيا نمي بينيد كه به حقّ عمل نمي شود و از باطل نهى نمي گردد؟ در چنين وضعى مؤمن به لقاى خدا سزاوار است. و من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمي بينم. به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنهاست و مادام كه براى معيشت آنها باشد پيرامون آناند، و وقتى به بلا آزموده شوند دينداران اندكاند.
6- نعمت ناخوش انجام
غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فراوان دهد و توفيق شكرگزارى را از او بگيرد.
7- عبادتِ تاجران، عابدان و آزادگان
گروهى خدا را از روى ميل و رغبت (به بهشت) عبادت مي كنند كه اين عبادت تاجران است، و گروهى خدا را از روى ترس (از دوزخ) مي پرستند و اين عبادت بندگان است و گروهى خدا را از روى شكر(و شايستگىِ پرستش) عبادت مي كنند و اين عبادت آزادگان است كه بهترين عبادت است.
8- پرهيز از ستمكارى
جز به يكى از سه نفر حاجت مبر: به ديندار، يا صاحب مروّت، يا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد.
10- نشانه هاى مقبول و نامقبول انسانها
از دلائل نشانه هاى قبول، همنشينى با خردمندان است. و از نشانه هاى موجبات نادانى، مجادله با مسلمانان. و از نشانه هاى دانا اين است كه سخن خود را نقّادى مي كند و به حقايق فنونِ نظر، داناست.
11- نشانه هاى مؤمن
به راستى كه مؤمن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آيينه خود، يك بار در وصف مؤمنان مي نگرد و بار ديگر در وصف زورگويان، او از اين جهت نكته سنج و دقيق است و اندازه و قدر خود را مي شناسد و از هوش خود به مقام يقين مي رسد و به پاكى خود استوار است.
12- بخل ورزى در اسلام
كسى كه با نافرماني خدا ، گِرد كسى گردد، آنچه را اميد دارد از دست رفتني تر است و از آنچه برحذر است زودتر دچارش گردد.
14- احترام به ذرّيّه زهرا(عليه السلام)
به خدا قسم من هرگز زير بار پستى و ذلّت نخواهم رفت و در روز قيامت، فاطمه زهرا پدرش را ملاقات خواهد كرد، در حالى كه از آزارى كه فرزندانش از امّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) ديده اند به پدر خويش شكايت خواهد برد و كسى كه ذرّيّه فاطمه را آزار دهد داخل بهشت نخواهد شد.
15- فلسفه قيام
من از روى خودخواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، بلكه قيام من براى اصلاح در امّت جدّم مي باشد، مي خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.
16- ما اهل بيت شايسته حكومتيم
به جان خودم سوگند، امام و پيشوا نيست، مگر كسى كه به قرآن عمل كند و راه قسط و عدل را در پيش گيرد و تابع حقّ باشد و خود را در راه رضاى خدا وقف سازد.
18- اهل بيت شايستگان حكومت
اى مردم! اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود و ما اهل بيت پيامبر، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيان نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم.
19- قيام در مقابل ظالم
هان اى مردم! پيامبر خدا فرموده است: كسى كه زمامدارى ستمگر را ببيند كه حرام خدا را حلال مي سازد و عهدش را مي شكند و با سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مخالفت مي ورزد و در ميان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل مي كند، ولى در مقابل او با عمل يا گفتار، اظهار مخالفت ننمايد، بر خداوند است كه او را با همان ظالم در جهنّم اندازد.
20- خشنودى خالق، ملاك رستگارى
رستگار مباد مردمى كه خشنودى مخلوق را در مقابل غضب خالق خريدند.
21- بهترين ياران
در شب عاشورا فرمود: من اصحاب و يارانى را بهتر از ياران خود نديده ام و اهل بيت و خاندانى بهتر و باوفاتر از اهل بيت خود سراغ ندارم، خداوند به همه شما جزاى خير دهد.
22- آزمودگان استوار امام(عليه السلام)
درباره اصحاب خود فرمود:به خدا قسم آنان را آزمودم، دلاور و استوارشان ديدم، به كشته شدن در ركاب من چنان مشتاقند كه طفل شيرخوار به پستان مادرش!
23- بهترين سخن تسلّى بخش
در مقام تسلّى به خواهر بزرگوارش فرمود:اهل زمين مي ميرند و اهل آسمان باقى نمي مانند و همه چيز رو به فناست، جز ذات پروردگارى كه زمين را به قدرتش آفريده، و خلق را برانگيزاند و همه به سوى او باز مي گردند، و او تنهاى يگانه است.
24- شكيبايى، پل پيروزى
به اصحاب رزمنده خود در روز عاشورا فرمود:اى بزرگ زادگان! صبر و شكيبايى ورزيد كه مرگ چيزى جز يك پُل نيست كه شما را از سختى و رنج عبور داده به بهشت پهناور و نعمتهاى هميشگى آن ميرساند.
25- فرجام دنيا
بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا برحذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا به يك نفر داده شود و يا يك فرد براى هميشه در دنيا بماند، پيامبران براى بقا سزاوارتر بودند و جلب خشنودى آنان بهتر و چنين حكمى خوش آيندتر بود، ولى هرگز! زيرا خداوند دنيا را براى فانى شدن خلق نموده كه تازه هايش كهنه و نعمت هايش زايل خواهد شد و سرور و شادىاش به غم و اندوه مبدّل خواهد گرديد، منزلى پست و خانه اى موقّت است، پس براى آخرت خود توشه اى برگيريد. و بهترين توشه آخرت تقواست، از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد.
26- مقاومت مردانه
«لا وَاللّهِ لاأَعْطيهِمْ بِيَدى إِعْطاءَالذَّليلِ وَ لا أَفِرُّ مِنْهُمْ فِرارَ الْعَبيدِ.»
نه به خدا سوگند، نه دست ذلّت در دست آنان مي گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ در برابرشان فرار مي كنم.
27- آثار غذاى حرام
در روز عاشورا خطاب به سپاه ظلم فرمود :واى بر شما چرا ساكت نمي شويد، تا گفتارم را بشنويد؟ همانا من شما را به راه هدايت و رستگارى فرا مي خوانم، هر كس از من پيروى كند سعادتمند است و هر كس نافرماني ام كند از هلاك شدگان است، شما همگى نافرماني ام مي كنيد و به سخنم گوش نمي دهيد، آرى در اثر هداياى حرامى كه به شما رسيده و در اثر غذاهاى حرامى كه شكم هايتان از آنها انباشته شده، خداوند اين چنين بر دلهاى شما مُهر زده است!
28- هيهات كه زير بار ذلّت روم!
«أَلا إِنَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىَّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللّهُ لَنا ذلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنـُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ آبِيَـةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الْكِرامِ.»:
آگاه باشيد كه فرومايه، فرزند فرومايه، مرا در بين دو راهىِ شمشير و ذلّت قرار داده است و هيهات كه ما زير بار ذلّت برويم، زيرا خدا و پيامبرش و مؤمنان از اين كه ما ذلّت را بپذيريم دريغ دارند، دامنهاى پاك مادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران، روا نمي دارند كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه كريمان و نيك منشان مقدّم بداريم.
29- خشم الهى بر يهود، مجوس و دشمن اهل بيت(عليه السلام)
خشم خداوند بر يهود آن گاه شدّت گرفت كه براى او فرزندى قرار دادند، و خشمش بر نصارى وقتى شدّت يافت كه براى او قائل به خدايان سه گانه شدند، و غضبش بر مجوس آن گاه سخت شد كه به جاى او آفتاب و ماه را پرستيدند، و خشمش بر قوم ديگرى آن گاه شدّت يافت كه بر كشتن پسرِ دخترِ پيامبرشان هماهنگ گرديدند.
30- اگر دين نداريد، لااقل آزاد باشيد
«يا شيعَةَ آلِ أَبى سُفْيانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا أَحْرارًا فى دُنْياكُم وَ ارْجِعُوا إِلى أَحْسابِكُمْ إِنْ كُنْتُم عَرَبًا كَما تَزْعَمُونَ.»:
اى پيروان خاندان ابوسفيان! اگر دين نداريد و از روز قيامت نمي ترسيد لااقلّ در زندگى دنياتان آزادمرد باشيد، و اگر خود را عرب مي پنداريد به نياكان خود بينديشيد.
31- پيشى گيرنده در آشتى
«أَيُّما إِثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ فَطَلَبَ أَحُدُهُما رِضَا الاْخَرِ كانَ سابِقُهُ إِلَى الْجَنَّةِ.»:
هر يك از دو نفرى كه ميان آنها نزاعى واقع شود و يكى از آن دو رضايت ديگرى را بجويد، سبقت گيرنده، اهل بهشت خواهد بود.
32- ثواب سلام
«لِلسَّلامِ سَبْعُونَ حَسَنَةً تِسْعٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدِءِ وَ واحِدَةٌ لِلرّادِّ »:
سلام كردن هفتاد حسنه دارد، شصت و نُه حسنه از آنِ سلام كننده و يكى از آنِ جواب دهنده است.
33- رضاى خدا، نه هواى مردم
«مَنْ طَلَبَ رِضَا اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّهُ أُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَا النّاسِ بِسَخَطِاللّهِ وَكَلَهُ اللّهُ إِلَى النّاسِ.»:
هر كس رضاى خدا را به غضب مردم بجويد، خدا او را از كارهاى مردم كفايت مي كند، و هر كس خشنودى مردم را به غضب خدا بجويد، خدا او را به مردم واگذارد.
34- ويژگيهاى حضرت مهدى(عليه السلام)
«تَعْرِفُونَ الْمَهْدِىَّ بِالسَّكينَةِ وَ الْوَقارِ وَ بِمَعْرِفَةِ الْحَلالِ وَ بِحاجَةِ النّاسِ إِلَيْهِ وَ لا يَحْتاجُ إِلى أَحَد.»:
درباره حضرت مهدى(عليه السلام) فرموده:شما مردم، آن حضرت را به داشتن آرامش و متانت و به شناخت حلال و حرام و به رو آوردن مردم به او و بي نيازى او از مردم مي شناسيد.
35- رؤياى دنيا
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ الدُّنْيا حُلْوُها وَ مُرُّها حُلْمٌ وَ الاِْنْتِباهُ فِى الاْخِرَةِ.»
بدانيد كه دنيا شيرينى و تلخي اش رؤيايى بيش نيست، و آگاهى و بيدارى واقعى در آخرت است.
36- پرهيز از كلام پست و سبك
«لا تَقُولُوا بِأَلـْسِنَتِكُمْ ما يَنْقُصُ عَنْ قَدْرِكُمْ.»:
چيزى به زبانتان نياوريد كه از ارزش شما بكاهد.
37- جاودانگى در مرگ با عزّت
«لَيْسَ الْمَوْتُ فى سَبيلِ الْعِزِّ إِلاّ حَياةً خالِدَةً وَ لَيْسَتِ الْحَياةُ مَعَ الذُّلِّ إِلاَّ الْمَوْتُ الَّذى لا حَياةَ مَعَهُ.»:
مرگ در راه عزّت جز زندگى جاويد، و زندگى با ذلّت جز مرگ بىحيات نيست.
38- حرمت حيله و نيرنگ
«وَ الْخَدْعُ عِنْدَنا أَهْلَ الْبَيْتِ مُحَرَّمٌ.»:
حيله و نيرنگ نزد ما اهل بيت حرام است.
39- مرگ، پديده گريبانگير
«خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلادَةِ عَلى جيدِ الفَتاةِ وَ ما أَوْلَهَنى إِلى أَسْلافى إِشْتِياقَ يَعْقُوبَ إِلى يُوسُفَ.»:
قبل از حركت از مكّه به سوى عراق در ميان جمعى از بنىهاشم فرمود:مرگ گردنگير فرزندان آدم است; همچون گردنبند بر گردن دختر جوان، و من مشتاق ديدن گذشتگانم هستم، مانند اشتياقى كه يعقوب به ديدن يوسف داشت.
40- انديشه پايان كار
حضرت در مسير حركت به جانب كوفه فرموده است:
زندگى دنيا گرچه نفيس و پربهاست،ولى پاداش خدا در جهان ديگر بالاتر و پربهاتر است.
و اگر سرانجامِ جمع آورى مال و ثروت، ترك نمودن آن است،پس نبايد مرد براى آن بخل ورزد.
و اگر روزى هاى بندگان، تقسيم و مقدَّر شده است،پس كمىِ حرصِ مرد در كسب، زيباتر.
و اگر بدن ها براى مرگ آفريده شده است،پس كشته شدن مرد در راه خدا چه بهتر.
و درود بر شما اى خاندان پيامبر،كه من به زودى از ميان شما كوچ خواهم كرد.
السلام علیک یا اباعبدالله
وعلی الارواح التی حلّت بفنائک
علیک منّی سلام الله
ابدا مابقیتُ و بقیَ الیلِ و نهار
ولا جعل الله الآخر العهد منّ الزیارتکم
اطلاعات و عملکرد وبلاگ دهستان قاهان
ادرس وبلاگ دهستان قاهان http://qhahan.blogfa.com/
با و سلام و احترام خاص به تک تک عزیزان رویت کننده این وبلاگ .
با توجه به نزدیک یک سال از راه فعالیت این وبلاگ بر ان شدم تا به طور خلاصه
موضوعا ت کارشده ولینک های مفید ومنتخب (پیوندها) وبلاگ را بنویسم تا عزیزان مراجعه کننده بهتر بتوانند از موضوعات ولینکها بهربرداری کنند.
ارشیو موضوعی وبلاگ |
موضوعات فعال در صفحه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اطلاعات و عملکرد یکساله وبلاگ |
|
|
محرم در قاهان در حال ویرایش |
از تمامی دوستان و عزیزانی که به این وبلاگ سر زدن و ما را از انتقادات و پشنهادهای
خود بهره مند کردند کمال تشکر دارم .
و امیدوارم برای هرچه بهتر شدن مطالب من را در اینده یاری نمائید .
لینک ها (پیوند ها)
توضیحات |
نویسنده |
موضوع وبلاگ ها |
ردیف |
|
در رابطه با مخابرات |
مصطفائی |
شرکت گل میثاق نرگس |
1 |
|
احادیث و خاطرات |
امیر |
یادداشتهای پراکنده |
2 |
|
در رابطه با قاهان نیمه فعال |
انجمن اسلامی |
سایت قاهان |
3 |
|
فرهنگ و اداب و رسوم |
بختیاری |
روستای چاهک |
4 |
|
اخبار و اطلاعات نظامی |
رضا |
سایت نظامی |
5 |
|
مسائل اسلامی |
محمد وصبا |
جهان اسلام |
6 |
|
اخبار واطلاعات متنوع پزشکی |
مهدی رحیمی |
پزشکی |
7 |
|
معرفی نرم افزارهای جدید واموزشی |
رامین |
اموشی |
8 |
|
اخبار و اطلاعات و اگاهیهای ضروری |
هلال احمر |
هلال احمر |
9 |
|
حدود 3000مقالات کشاورزی |
محمد آردین |
کشاورز تنها |
10 |
|
مقالات الکترونیکی و مخابراتی |
جبارمولودی |
الکترونیک |
11 |
|
اخبار و خاطرات و مسائل روز جامعه |
یک طلبه |
دلتنگیهای یک طلبه |
12 |
|
پرورش زنبور عسل |
حسین |
پرورش زنبور عسل |
13 |
|
نکات اجتماعی و |
محسن مهرخواه |
دست نوشته |
14 |
|
بحث پیرامون احادیث وتوضیحات |
محسن |
چهل حدیث |
15 |
|
اخبارواطلاعات علمی وروانشناسی |
دانشگاه علم و .. |
روانشناسی |
16 |
|
طرح مسائل متناوب اسلامی وپاسخ |
امیر |
اصحاب کهف |
17 |
|
شعر و متنهای ادبی |
چیستا |
من دوباره متولد شدم |
18 |
|
کاربرد های نظامی و غیر نظامی انرژی هسته ای |
مهندس شعبانی |
هسته ای |
19 |
|
مسائل متناوب اسلامی |
معصومه |
اخوندها چه کسانی هستند |
20 |
|
نکات اخلاق واجتماعی |
ابجی |
عشق و زندگی |
21 |
|
در رابطه با مسیحیت و نقد ان |
مجتبی جواهریان |
محبت اینجاست |
22 |
|
اخبار واطلاعات و خاطرات معلولان |
امینی |
اب گینه |
23 |
|
مقالات و یادداشت های تخصصی مدیریت |
هاشم هدایتی |
مدیریت استراتژیک |
24 |
|
مطالب متنوع سیاسی و اجتماعی |
احمد زاده |
خمپاره |
25 |
|
شعر.عکس.موزیک.خبرهای هنری. مناجات |
مسعود |
شب پره ستاره |
26 |
|
قران و احادیث و مسائل اسلامی |
امیر |
هبوط |
27 |
|
اخبار و مقالات ومسائل مختلف اسلامی |
امین صبحی |
8سال دفاع مقدس |
28 |