تبليغاتX
قاهان

آیین شب چله (شب یلدا) در قاهان

شب چله، شب زایش خورشید و آغاز سال نو میترایی

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است.

 

در ایران كهن هر یك از سی روز ماه، نامی ویژه دارد كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نیز در میان آن‌هاست. در هر ماه روزی را كه نام روز با نام ماه یكی باشد، جشن می‌گرفتند. دی ماه، در ایران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستین روز دی ماه و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، سه روزی كه نام ماه و نام روز یكی بود و هر سه روز را در گذشته جشن می گرفتند. امروز از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دی ماه، یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی «آخرین شب پاییز»، «نخستین شب زمستان»، «پایان قوس»، «آغاز جدی» و «درازترین شب سال».

یلدا از نظر معنی معادل با كلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلدا است.

واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است، ولادت خورشید(مهر و میترا)؛ و رومیان آن را«ناتالیس انویكتوس» یعنی روز «تولد مهر شكست ناپذیر» می نامند.

 

پایان فصل خزان و فرارسیدن سرما و دگرگونی رنگ زمین از زردی خزان به سفیدی عشق و محبت را ایرانیان از دیرباز در شبی بلند و مهربان گرامی می‌دارند. جای جای ایران زمین به عنوان سرزمینی كهن با كوله‌باری مملو از آیین‌های هزاران ساله، «یلدا» بلندترین شب سال را به گونه‌ای خاص و برگرفته از آیین‌ها و سنت‌های بومی منطقه به صبح می‌رسانند.

آیین‌های شب یلدا گرچه در گذر ایام دستخوش تغییراتی شده اما همچنان در سنت‌های مناطق مختلف كشور مورد توجه قرار دارد. هرچند كه زندگی ماشینی و گرفتاری‌های روزمره، موجب ایجاد فاصله میان مردم ایران با سنت‌ها و آیین‌های گذشته شده، اما هنوز هم جلوه‌ها و نمادهایی از سنت‌های ویژه‌ی ایران باستان در ایامی مانند شب یلدا و نوروز به چشم می‌خورد. نكته زیبا و به یادماندنی بلندترین شب سال در این است كه همه ایرانیان اعم از فارس، ترك، كرد، لر، بلوچ و عرب، شب یلدا را شب جشن، شادی، دور هم‌نشینی، مهرورزی، دوستی و صداقت می‌دانند. آنچه در این میان و برگزاری آیین‌های ویژه شب یلدا جالب است شباهت‌های جشن كریسمس به یلدا است؛ مورخان می‌گویند این جشن گرچه متعلق به مسیحیان است اما در اصل از ایران باستان و آیین «مهر(میترائیسم)» گرفته شده و به همین دلیل، با دی و شب یلدای ایرانی همزادی و اشتراكات فراوان دارد.

 

وجه تسمیه «چله»

نیاكان ما، در 5000 سال پیش، به گاه‌شماری خورشیدی دست پیدا كردند و با تفكر و تامل دریافتند كه اولین شب زمستان بلندترین شب سال است. آنها گاه شماری خود را بر اساس چهل روز به چهل روز تقسیم كردند. در فرهنگ ایرانیان و نیاكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصی دارد. واژه‌های «چله نشستن»، «چل چلی» و در طبرستان واژه‌های «پیرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانی است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسیم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتی این روزها به سی روز تغییر پیدا كرد و ماه سی روزه شد.

نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است.

یلدا به معنی تولد است و ایرانیان تولد نور(و یا به عبارتی پیروزی نور بر تاریکی) را گرامی می دارند و در شب یلدا به استقبال روشنایی می روند.

 

شب چله (شب یلدا) درقاهان  

مراسم شب یلدا یا شب چله همچون تمام نقاط ایران در قاهان نیز برگزار می شود و با توجه به برگزاری 5000 ساله ی این مراسم در ایران، عمر برگزاری این مراسم در قاهان نیز به درازای زمان سکونت قاهانیها در قاهان  است.

 

به طور کلی آداب و رسوم برگزاری این شب در قاهان  همانند سایر نقاط ایران می باشد و فقط تفاوت هایی در نوع شیرینی های مورد استفاده وجود دارد.

 

شرح مختصر شب چله در قاهان

در این شب، جوانترها به خانه های بزرگترهای فامیل رفته و دور هم جمع می شوند. همگی در اطراف یک کرسی گرم می نشینند و علاوه بر خوردن تنقلات گوناگون، درباره مسائل و موضوعات مختلف صحبت می کنند. بیشتر حرف ها پیرامون اتفاقات روزانه و روزگار است  و همچنین افرادی که سنشان بیشتر است، یا خاطراتی از گذشته نقل می کنند و یا از داستان ها، اشعار و ضرب المثل هایی که در ذهن دارند، بیان می نمایند.

معمولا مراسم این شب از ساعت 8، 9 شب آغاز می شود و حداکثر تا ساعت 1 شب ادامه دارد و به ندرت پیش می آید که افرادی تا صبح و به قصد دیدار طلوع خورشید بیدار بمانند.

تنقلاتی که در شب چله در قاهان تناول می شود معمولا شامل چای، میوه(سیب و ...، هندوانه در صورتی که موجود باشد)، شیرینی(شیرینی های محلی قاهان با نام باسْتُقْ، و جُوزْقَندْ، هگرددک،) برگه قیسی خشک و خیس کرده ، آلوچه خیس کرده، سنجد، هسته ی بادام تلخ (لب لبو که داخل اب تلخی ان را گرفتند و به ان نمک می افزایند )  مغز گردو بو داده  مغز بادام  و فندق ،گندم شادانه ،نخودچی، کشمش، تخمه کدو چغدر پخته (لبو)  کدوی حلوائی پخته و انواع دیگر آجیل می باشد.

زن های خانه دار قاهانی، معمولا از اوایل فصل پاییز و زمان برداشت محصولات، به فکر تهیه تنقلات شب چله (و همینطور سایر روزها و مناسبتهای  سال) هستند. درگذشته بعضی از زن ها، مقداری سیب و انار  سالم را در جای خنک و خشک به قصد استفاده در شب چله، نگهداری می کردند؛و یا قبلا خوشه های بزرگ انگور عسگری را به دیوار و سقف اتاق یا انباری آویزان می کردند تا در طی 2 الی 3 ماه، خشک شود و به صورت کشمش در شب چله مورد استفاده قرار گیرد .لیکن امروز اینکارها کم شده است .

 

«شب چله ای» عروس وداماد

از آداب و رسوم قاهان این است که اگر در فاصله ی عقد تا عروسی یک زوج جوان، جشن های سنتی و مذهبی همچون عید نوروز، شب چله، عید قربان و ماه رمضان، پیش آید؛ خانواده ی داماد موظف( در عرف) است چیزهایی به عنوان عیدی به خانواده ی عروس و خصوصا خود عروس، بدهد.

 

یکی دو روز قبل از شب چله، از طرف خانواده ی داماد به خانواده ی عروس، «شب چله ای» داده می شود.   علاوه بر قاهان در بعضی مناطق ایران رواج دارد.

« شب چله ای» در قاهان  معمولا شامل شکلات، شیرینی های محلی قاهان(بالا اشاره شده)، میوه، آجیل، لباس، مقداری پارچه و ... است. این اقلام را ابتدا در بشقاب هایی می گذارند و سپس بشقاب ها را درون سینی یا مجمعه بزرگی قرار می دهند. روی مجمعه(ها) با پارچه های مخملی قرمز رنگ پوشیده می شود و توسط یک یا چند زن که از خانواده ی داماد و یا اقوام او هستند، به خانواده ی عروس تحویل داده می شود.

در قاهان،علاوه بر مورد اخیر، در زمان دیگری نیز « شب چله ای» داده می شود و آن زمانی است که عروس تازه به خانه ی شوهرش رفته باشد. اما این بار « شب چله ای » از طرف خانواده ی عروس و خصوصا مادر عروس فقط به عروس و داماد داده می شود. « شب چله ای » مادر عروس نیز شامل همان اجناس و اقلام « شب چله ای» خانواده ی داماد و البته با حجم کمتری است.

معمولا دادن « شب چله ای» از طرف مادر عروس به عروس تا چندین سال (بسته به شرایط) ادامه پیدا می کند.

 

در تهیه قسمتی از این پست از «وبلاگ  وفس دوست عزیزم  اقا مهدی » استفاده شده است

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 17:25 توسط بختیاری |

 راندازی اژانس  اتومبیل  مهدی در قاهان

 باخبر شدیم اژانس اتومبیل مهدی  با مدیریت شاطر علی امینی

 راه اندازی شده است. و حابجائی  مسافر را به نقاط مختلف انجام میدهد که جای بس خوشحالی میباشد . 

 

لذا  شماره تلفنهای  اژانس فوق را جهت استفاد عزیزان اعلام میگردد.

 

          شماره همراه:      09124526612                        

          شماره دفتر :       5343418-0252                         

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 11:33 توسط بختیاری |

نتایج انتخابات سومین دوره شورای روستای قاهان

 

شمارش آراء صندوق های رای گیری مستقر در قاهان بلافاصله بعد از پایان رای گیری در ساعت 7 غروب روز جمعه آغاز شد و بعد از چند ساعت نتایج به شرح زیر اعلام گردید:

 

 اسامی   برگزیدگان عبارتست از:

 

نفر اول: آقای رمضان محمد مرادی فرزند مشهد ابراهیم   شغل فعلی بناء 

 

نفر دوم: آقای حسین میر رحیمی     فرزند مرحوم اقا نور سوپر مارکت دارمیباشد   

نفر سوم بچه خواهر نفر اول است

 

نفر سوم: آقای محسن باقری     فرزند اقای قاسم باقری  برادر دهدار  فعلی است

 

 آقای محسن باقری     فرزند اقای قاسم باقری  برادر دهدار  فعلی است

توجه: شورای فعلی قاهان  تا تاریخ دوم اردیبهشت سال 1386 به فعالیت خود ادامه می دهد و از روز سوم اردیبهشت سال 1386، شورای جدید کار خود را آغاز خواهد کرد و دهیار جدید نیز در همان هفته های اول مشخص خواهد شد.

 

ضمن عرض تبریک به انتخاب شدگان  شورای امیدواریم که خواسته های مرم را براورده سازندو تغییر و تحولاتی  ایجاد نمایند.

 

نظریه :

می شد افراد با سوادتر و کار امد تر انتخاب کرد .

 تبلیغات پوستری و پلاکارد کار امد ندارد.

ارای گزوهی تاثیر گذار میباشد .

 

 

 

 

 

 

ا

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 22:25 توسط بختیاری |

سومین دوره انتخابات شورای روستای قاهان

سومین دوره انتخابات شورای روستای قاهان، همزمان با کل کشور در روز جمعه، 24 آذر 1385 برگزار خواهد شد. انتخابات از ساعت 9 صبح آغاز و تا ساعت 19 عصر ادامه خواهد داشت. مردم قاهان با حضور در پای صندوق‏های رای، تعداد 3 نفر از 10 نفر کاندیداهای شورا را برای عضویت در سومین دوره شورای اسلامی روستای قاهان، انتخاب خواهند کرد. این3 نفر به همراه یک دهیار(که توسط شورا برگزیده می‏شود)، به مدت 4 سال وظیفه مدیریت قاهان را به عهده خواهند داشت.

 

اسامی 10 کاندیدای شورای قاهان به همراه مختصر توضیحات، در زیر آمده است(متاسفانه تصاویر ی از کاندیداها در اختیار ندارم .

 

1) آقای «محسن باقری» (شاغل در درمانگاه قاهان) راننده و مجرد میباشد .

فرزند :حاج قاسم باقری 

سن: حدودا 27 سال                                          

سطح تحصیلات: دیپلم

محل زندگی: محله‏ی «بالا» قاهان

برادر نامبرده در حال حاضر دهدار میباشد

 

2) آقای « حاج سید هاشم  میرطاهری» (بازنشته  بانک) فعال و پرکار

فرزند :حسین اقا

سن: حدودا 57 سال

تحصیلات: دیپلم

محل زندگی: محله‏ی «بالا» قاهان خیابان ازادگان

ایشان برادر حاج سید اعظیم میرطاهری هستند.

ایشان ضمن رایزنی با اهالی از پلاکارد برای تبلیغات  استفاده کرده است .

 

3) آقای «سید ظهیر ظهیر الدینی» راننده مینی بوس قاهان قم

فرزند: مرحوم «سید محمد اسماعیل»و برادر مرحوم اقا داود راننده .

سن: حدودا 50 سال

تحصیلات: زیر دیپلم میباشد.

محل زندگی: قاهان (محله ی بالا).

پسر برادر ایشان (پسر سید داود )در حال حاضر رئیس شورا میباشد که در این دوره کاندید نشده اند

 

4) آقای «رمضان محمد مرادی» «بناء»

 فرزند مشهد ابراهیم

سن: حدودا 47 سال

تحصیلات: زیر سیکل

محل زندگی: محله‏ی « پائین » قاهان

 اصالاتا ترک و از روستای گزاباد  میباشد

بستگان زیادی دارد که هم زبان  او میباشند 

 

5) آقای «حاج ناصر باقری »

سن: حدودا 55 سال

تحصیلات: زیر سیکل

شغل:قبلا در تهران  راننده تاکسی بوده است و چند سالی است که در قاهان ساکن شده و به امور قاهان وارد میباشد وتوان کارهای اجرائی دارند

محل زندگی: محله‏ی «چل براق» در قاهان.

 

6) اقای  «حسین میر رحیمی  »سوپر مارکت دار  

فرزند : مرحوم  « اقانور »

سن: حدودا 30 سال

تحصیلات: دیپلم

محل زندگی: محله‏ی «دربسار » قاهان

 

 7) اقای« حاج ابراهیم فرهاد خانی »

فرزند : استاد علی اکبر

شغل: ازاد

سن: حدود 60 سال

تحصیلات :زیر سیکل

محل زندگی : محله بالا

 نامبرده در حال حاضر جزو نفر سوم شورای دهستان قاهان میباشد

 

8) اقای  «سید امیر سلطانیان» بازنشته روزنامه کیهان

فرزند :سید رضا

سن : حدود 60 سال

تحصیلات :احتمالازیر دیپلم

9) اقای  « سید مصطفی شریعتی»

فرزند : حاج اقامحمد شریعتی

سن :55

 تحصیلات :زیر سیکل

 

10) اقای  «روح الله فرهاد خانی »

فرزند :  مرحوم حاج ولی الله

سن :حدود35

تحصیلات : دیپلم

محل زندگی: قم و قاهان

شغل: لوله کشی ساختمان

 

تبلیغات کاندیداها در قاهان

به دلیل آشنایی روستانشینان قاهانی با کاندیداها، معمولا در انتخابات شورای روستا، تبلیغات خاصی از سوی کاندیداها صورت نمی‏گیرد. تنها روش تبلیغی که در دو دوره‏ی قبلی صورت گرفت و احتمالا در این چند روزه نیز انجام خواهد شد، حضور بعضی کاندیداها در مساجد، بعد از نماز مغرب و عشاء و انجام صحبت کوتاهی پیرامون انتخابات می‏باشد. یکی دو نفر از کاندیدها در این دوره  با پلاکارد تبلیغات کردند..

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 21:14 توسط بختیاری |

ختنه‏کردن کودکان

یکی از اداب و رسوم  در قاهان ، ختنه‏کردن(سُنَت‏کردن) اطفال بود. برای این کار ابتدا شخصی، کودک را محکم در بغل می‏گرفت و استاد حسن دلّاک با گفتن جمله‏ای نظر کودک را به جایی دیگر جلب می‏کرد و سپس به سرعت به کمک ابزارهای بُرنده‏ای که در کیف فلزی‏اش قرار داشت کودک را ختنه می‏کرد و در محل زخم، پنبه‏ای نیم‏سوخته قرار می‏داد و آن را می‏بست. در این هنگام جشن و شادی در خانه آغاز می‏شد، دلّاک لُنگ و یا پارچه‏ای را که قبلاً به صورت دامن دوخته شده بود به کودک می‏پوشانید و پوست جدا شده از نرینگی کودک را به نوک چوب کبریتی زده و بر بالای سر کودک نصب می‏کرد و معمولا کودک را از خوردن آب سرد منع می‏نمود. پوست بالای سر کودک به تدریج سیاه می‏شد و مدت زمان سیاه شدن آن در واقع دوره‏ی بهبود زخم کودک را مشخص می‏ساخت. به علاوه شاید زدن پوست نرینگی بر بالای سر کودک، اعلان رجولیت کودک نیز بوده است. به هر حال با سیاه شدن پوست بالای سر کودک، پنبه‏ی سوخته را از روی زخم کودک بر می‏داشتند. معمولا شب و روز اول کودک باید دردزیادتری را تحمل میکرد.و گاهی بچه ها را در سن خیلی بالا ختنه میکردند .(7 تا سال10)

 جشن در بعضی خانواده ها بصورت یک جشن عمومی بود و بعد از دادن ولیمه  به میهمانان   . مراسم گلریزان را انجام میدادند.

کار ختنه کردن بچه ها معمولا در اواخر تابستان و اوایل پائیز بود چون هم  هوا مقداری خنک شده بود و هم کارها کشاورزی سبکتر می شد.

 

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 23:33 توسط بختیاری |

انتخابات

با توجه به نزدیکی زمان انتخابات نظر عزیزان قاهانی را به نکات زیر جلب میکنم .

الحمدالله امسال افراد زیادی کاندید انتخابات قاهان  شده اند و انتخاب را

برای انتخاب کننده گان  سخت تر کرده است .

وظایف مهم شورای روستا  ، انتخاب دهدار و نظارت بر عملکرد دهدار ،تصویب بودجه سالانه دهدار، پیگیری مسائل و مشکلات عمده روستا و تلاش در جهت دریافت اعتبارات مورد نیاز برای توسعه دهستان و...

- ایجاد زمینه اشتغال در ده . پیگیری رفع مشکلات مردم از مسئولان مربوطه.

برای انتخاب بهتر و تشکیل شورای روستائی قوی :
- با حفظ احترام همه افراد شرکت کننده در رقابت انتخاباتی توجه داشته باشیم که میخواهیم افرادی را به مدت چهار سال به عنوان نماینده  خود در شورای روستا انتخاب نماییم.
- تحقیق و بررسی ویژگیهای نامزدهای انتخابات وآشنایی با آنان.
-  تعصب های قبیله ای را از ذهن خود پاک کنیم .
-  ویژگیهایی مانند میزان علم و دانش وتحصیلات  و طرح و برنامه برای توسعه دهستان، تعهد و پاکدامنی برای صیانت از حقوق مردم،قدرت بیان و قلم برای پیگیری و رسیدگی به مسائل و مشکلات روستا و روستائیا ن عزیز ، شجاعت و پرهیز از محافظه کاری در دفاع از حقوق مردم، میزان فعالیت و خستگی ناپذیری در پیگیری مسائل ده ، وفای به عهد و فراموش نکردن خواسته های مردم پس از انتخاب شدن، اهمیت دادن به مشورت و تصمیم جمعی توجه نماییم.

- برای سهولت در انتخاب افراد اصلح از شیوه  حذف استفاده نماییم . پس از شناخت نامزدهای انتخابات لیست اسامی آنان را تهیه نموده و با توجه به ویژگی ها ، افراد فاقد ویژگی های مورد نیاز را حذف نماییم تا سه نفر اصلح را انتخاب کنیم.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 21:10 توسط بختیاری |

داستان واقعی برخورد یکی از دوستان عزیزم با جن

ایشان تعریف میکرد زمانی که  حدود ده یازده  ساله بودم .در فصل تابستان که در باغ زندگی میکردیم(محله گزرو)

تعدادی گوسفند  داشتیم که برای چرا باید یک فاصله حدود دو یا سه کلیو متری را طی میکردیم(محله سرنک)  تا گوسفندان را تحویل چوپان بدهیم که به چرا ببرد.

من غروب با دوستان هم محلی رفتم دنبال گوسفندان . و گله نسبت به روزهای قبل دیرتر امد ودر بازگشت شب شد و دوستان در مسیر کم کم از من جدا شدند .

من ماندم و  چند تا گوسفند و تاریکی شب  در یک نقطه پرت و خوف ناک که یکمرتبه  دیدم صدای اسبی امد و یکی از اقوام که به ان سوار است .من سلام و احوالپرسی کردم  . ایشان  گفت چرا اینجا هستی و دیر کردی . من دارم میروم عروسی در روستای پاینی شما هم بیا با من برویم .من گفتم پدر و مادرم منتظرند.

گفت من الان انجا بودم انها رفتند عروسی و به من گفتند شما را هم همراه خودببرم. من گفتم پول ندارم .گفت دایی بیا من به شما پول هم میدهم .

وحالا تقریبا گوسفندان خودشان به محل اصلی که اغل گوسفندان درباغ باشد رسیده بودند. من یک بسم اللهی ... گفتم که به پشت ان شخص سوار بر اسب شوم که گفت کار خودت را کردی .

یک چندقدمی که اسب رفت اسب غیب شد و من احساس ترس کردم و درد شدیدی  گلوی من را گرفت و با بغض و گریه به باغ برگشتم و دیگر درست نمی توانستم صحبت کنم و گریه امانم را بریده بود .

پدرم پرسید چه شده است که من جریان را تعریف کردم . پدرم که ادم تیزی بود سریع فهمید که من با جن روبرو شدم و برای دلگرمی من  میگفت گریه نکن ان شخص که تو میگویی از اقوام است لحظات قبل اینجا بوده است.

من چند ماه مریضی شدید گرفتم به طوریکه دیگر صحبت  نمی توانستم بکنم . و هر کسی برای من طبابتی میکرد و از ان جمله شخصی دعابده بود که مرا پیش ایشان هم بردند . و ایشان ضمن نوشتن دعا تجویز کرده بود تا پدر چند خرچنگ بگیرد و بکوبد ابش را به من بدهند تا بخورم .

خوشبختانه انروز در مسیر رود خانه حدود یک کلیومتری که  رفتیم خرچنگی پیدا نکردیم

تا بخورم  و بیماری ادامه داشته تا اینکه سید لالی بود که هر چند وقت یکبار به قاهان می امد .ایشان به باغ ما امد و از پدرم بیست و پنج تومان پول  انروز باضافه یک بزغاله و یک مرغ خواست تا مرا خوب کند .

پدرم مرغ و پول را داد و بزغاله را گروئی نگهداشت تا من که خوب شدم در سفر بعد ایشان تحویل بدهد .

اون هم یک دعا نوشت که من ظرف چند روز خوب شدم .

نویسند : بختیاری     

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 0:2 توسط بختیاری |

یک داستان اخلاقی واقعی از ساکنین قاهان

 

خانمی حدود هفتاد ساله در دهستان قاهان  چند وقت  پیش برای شرکت در مراسم  ختم یکی از همشهریانش در روستای  همجوار حضور پیدا  میکند  خانمی به ایشان میگوید ما چند وقت است که دنبال شما میگردیم حالا شما را پیدا کردیم و میخواستیم از شما برای پدرمان حلالیت بطلبیم .

پدرمان دائما در خواب ما می اید و سفارش میکرد که از شما حلالیت بگیریم و داستانش هم این بوده که حدود پنجاه سال قبل ظاهرا  شوهر شما پولش را در اسیاب  ابی که برای ارد کردن  گندم امده بود  گم میکند و پدر ما پول را پیدا میکند و صدایش را هم درنمی اورد .

تا اینکه شوهر شما از خانواده و افراد مختلف پرسس و جو میکند و همه اظهاربی اطلاعی  میکنند پدر من هم اول اظهار بی اطلاعی میکند لیکن  بعد پشیمان میشود و  ارامش روحی نداشته وجدانش  همیشه در عذاب بوده وقصد داشته به یک نوعی تلافی کند دیگر رویش نمی شده است عنوان کند و موقعیکه شوهر شما از ایشان می پرسد پول من را در اسیاب ندیدی میگوید نه ولی چون به شما خسارت شدید خورده میتوانی چند تا از گوسفندان من را ببری . چون گردن نگرفته بود از بردن گوسفند امتناع میکند .

مقدار پول قابل توجه بوده.(مهریه خانمش از فروش زمینی بوده است که قصدداشته با ان جای دیگری را بخرد)

پول که گم می شود خانم کتک مفصلی از شوهر میخورد و به ایشان  تهمت میزند که با زن برادرت پول را برداشتید .در صورتیکه صحت نداشته است و زمان میگذرد و موقعیتی پیش نمی اید تا پول را برگردانند و سفت و سخت پیگیر قضیه نمی شوند ضمن اینکه شخصی(چوپان) که پول را برداشته بود فوت میکند قبل از فوت  وصیت میکند  که وراث  رضایت طرف را جلب کنند چون  میدانسته است که  در ان زمان این خانم چقدر سختی کشیده و مدتها مورد تهمت و ضرب و شتم شوهرش بوده است.لیکن وراث چندان به فکر اجرای وصیت نبودند تا اینکه پدرشان   چند بار به خواب انها می اید که رضایت طرف را جلب کنید و من

 د رعذاب هستم .

حالا که پیر زن یاد انروزها می افتد داغ دلش تازه میشود  و اهی می کشد که سر این موضوع چه سختیها و ناسزاها که شنیده است . فکر کنم برای رضایت ایشان  باید پنجاه میلیون بدهند چون ان باغ که انموقع فروش رفته حدود پنجاه میلیون تومان است .

بعد از دیدار ابتدائی این خانم با دختر  ان مرحوم زمانی میگذرد تا اینکه دختر مرحوم (چوپان ) مقداری حدود یک میلیون پانصد هزار تومان پول و مقدار روغن و برنج  تهیه میکند میاورد تا رضایت خانم مال باخته را جلب کند .و خانم مال باخته که متوجه میشود برادر این خانم خود نیازمند است و تحت پوشش  است .حدود پانصد هزار تومان  انرا برمیگرداند .و دختر مرحوم هم قول میدهد چنانچه موقعیت بهتری  پیدا کرد  باز هم جبران کند.

برداشتتان را از این داستان واقعی بفرمائید .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم آذر 1385ساعت 23:15 توسط بختیاری |